<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>دست نوشته های یک لیبرال دمکرات(فیلتر شد)</title>
<link>http://gahneveshtha.blogfa.com/</link>
<description>لیبرالیسم انتقادی راهی به سوی رهایی</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Mon, 11 Feb 2008 17:14:11 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>پس از فیلتر!</title>
<link>http://gahneveshtha.blogfa.com/post-106.aspx</link>
<description>&lt;STRONG&gt;آدرس وبلاگ جدید من:&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;                         &lt;A href=&quot;http://mandegarha.blogfa.com/&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=5&gt;http://mandegarha.blogfa.com/&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;گفته بودم که آسان و ارزان است! از دوستانی که احیانا لینکشان به وبلاگ جدید منتقل نشده عذر خواهی می کنم. کاملا سهوی بوده لطفا یاد آوری کنید تا اضافه شود. &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 11 Feb 2008 17:14:11 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=gahneveshtha&amp;postid=106</comments>
<dc:creator>gahneveshtha</dc:creator>
<guid>http://gahneveshtha.blogfa.com/post-106.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>سر خم می سلامت شکند اگر سبویی</title>
<link>http://gahneveshtha.blogfa.com/post-105.aspx</link>
<description>&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=6&gt;&lt;STRONG&gt;  &lt;FONT color=#ff0000&gt; در آزادترین کشور دنیا وبلاگ مرا فیلتر کردند!&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;خیلی مهم نیست، یعنی اصلا مهم نیست! وبلاگ را می توان دوباره ساخت، خیلی ساده، خیلی ارزان. می شود دوباره فیلترش کرد و دوباره ساخت و دوباره... و دوباره....&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=Arial&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;راستش تعجب می کنم از این حکومت که با ده شبکه ی تلویزیونی سراسری، ده شبکه ی ماهواره ای جهانی و دهها شبکه ی استانی و منطقه ای، با در دست داشتن تمام ابزراهای تبلیغاتی و رسانه ای آن هم به صورت انحصاری، یک وبلاگ فکسنی با متوسط صد بازدید روزانه را تحمل نمی کند. این مصداق عدم اعتماد به نفس است. واقعا چرا حکومتی که اینگونه بر همه چیز سوار است وقت خود را مصروف فیلتر کردن سایتها و وبلاگهای مخالفین خود می کند. یعنی با آن همه توپ و تانک و بسیجی و سپاهی، باز هم از چند آدم بیچاره که همه ی دار و ندارشان قلمشان است می ترسید؟!&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;مسخره است اگر بخواهم تا مستند قانونی این فیلتر کردنهایتان را ارائه کنید! قانون؟؟ کیلویی چند؟!&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;بگذریم.این وبلاگ البته در دامنه ی &quot;آی آر&quot;، هنوز قابل دسترسی است.فعلا دسترسیم به اینترنت محدود است، ولی در اسرع وقت آدرس وبلاگ جدیدم را روی همین وبلاگ قرار می دهم. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;من نوشتن را نمی توانم ترک کنم، نوشتن برایم بدترین اعتیادهاست،مثل خوره ایست که رهایم نمی کند،  زنده ام که روایت کنم، پس هزار بار هم که فیلتر کنید. باز هم می نویسم. اتفاقا این دفعه به جای  یک وبلاگ با دو وبلاگ می آیم!&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;پی نوشت:&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;*ظاهرا وبلاگ دوست عزیزم عسل اخوان نیز فیلتر شده،عسل اخوان از جمله فعالین دانا و شجاع دانشگاه علامه است. وبلاگ قبلی اش را نیز هک کرده بودند. منتظر وبلاگ بعدی عسل اخوان هستم. دوباره بنویس دوست من...&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;** به خاطر گرفتاری و عدم دسترسی به اینترنت نتوانستم در حرکت ۱۰ بهمن وبلاگ نویسان شرکت کنم. از این بابت عذر خواه و متاسفم. به امید آزادی همه ی دوستان در بندمان.&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot; size=3&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;</description>
<pubDate>Thu, 31 Jan 2008 18:20:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=gahneveshtha&amp;postid=105</comments>
<dc:creator>gahneveshtha</dc:creator>
<guid>http://gahneveshtha.blogfa.com/post-105.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>در نقد برنامه ی انتخاباتی اصلاح طلبان</title>
<link>http://gahneveshtha.blogfa.com/post-104.aspx</link>
<description>&lt;font size=&quot;6&quot; style=&quot;font-weight: bold;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family: arial,helvetica,sans-serif;&quot;&gt;  &lt;span style=&quot;color: rgb(255, 0, 0);&quot;&gt;   برنامه ی اصلاحات یا مانیفست میانه روی؟&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;توضیح ضروری: این یادداشت سه شنبه 25 دی در روزآنلاین منتشر شد. اکنون یک هفته گذشته است، اخبار رد صلاحیتهای گسترده کورسوی امید اصلاح طلبان بیش از حد خوش بین را از بین برده، احتمالا با مقادیری التماس و رایزنی چند نفر دیگر نیز تایید صلاحیت می شوند و بعد هم «شیخ »و «سید» مردم را به شرکت در انتخابات و رای دادن به کاندیداهای باقیمانده دعوت می کنند! من چه در این یادداشت چه در این توضیح هیچ نظری نفیا یا اثیاتا در مورد شرکت یا عدم شرکت در انتخابات نداده ام،به اعلام تحریم اعتقادی ندارم چون معتقدم در هر صورت نزدیک به پنجاه در صد مردم در انتخابات شرکت می کنند بهتر است در این مورد هر کس خودش،منفردا و  بر اساس صلاح دید خودش تصمیم بگیرد! با این حال همچنان نسبت به مفید بودن  پیگیری اصلاحات از طریق شرکت در انتخابات،با نبود اراده ی لازم و استراتژی مشخص برای ایجاد تغییرات و در چارچوب کنونی ، سخت دچار تردیدم(چیزی شبیه 8 سال ریاست جمهوری بی حاصل یا لااقل بسیار کم فایده ی خاتمی). خصوصا اینکه آنها که با برچسب اصلاح طلبی شناخته می شوند، هر روز هر چه بیشتر از &quot;اصلاحات &quot; فاصله می گیرند و دل به میانه روی می بندند. در این مورد بیشتر خواهم نوشت.&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt; ***                      ***                           ***                        ***                                ***  &lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;انتخابات مجلس ششم و زمستان سرد 78 که بهار سیاست در ایران بود؛ دوران شکوفایی 
‏مطبوعات،«عصر امید به اصلاحات». آن روزها مثل هزاران جوان دیگر با دلی پر امید، سر 
‏چهارراهها، تراکت ها و بروشورهای تبلیغاتی اصلاح طلبان را پخش می کردم،بروشورهایی 
که البته ‏اکثرا آرم جبهه ی مشارکت رویشان حک شده بود.&lt;br /&gt;‏&lt;br /&gt;‏ بسیاری از ما سال 
78 پشت کنکوری بودیم، ولی احساس می کردیم &quot;انتخابات مهم تر است&quot;، خوب در ‏خاطر دارم 
آن بروشور جزوه مانند را که برنامه ی نیروهای جبهه ی دوم خرداد برای مجلس ششم 
‏محسوب می شد. هنوز چند تایی از آن را نگاه داشته ام ؛ برنامه ای برای اصلاحات 
رادیکال که در آن ‏مواردی نظیر اصلاح قانون مطبوعات و تدوین لایحه ی جرم سیاسی 
،محدود کردن دادگاه ویژه ی ‏روحانیت و شورایعالی انقلاب فرهنگی که هر دو به نظر 
بسیاری از اصلاح طلبان غیر قانونی بودند[و ‏البته حق هم با آنها بود] گنجانده شده 
بود. از دیگر مفاد آن برنامه، اصلاح قانون مطبوعات،اصلاح قانون ‏انتخابات و لغو 
نظارت استصوابی واصلاح قانون احزاب بود.&lt;br /&gt;‏&lt;br /&gt;آنچه در آن جزوه نوشته بود، 
اصلاحاتی حیاتی، جهت دموکراتیزه کردن ساختار سیاسی جمهوری اسلامی ‏به شمار می آمد، 
هم از این رو بود که آن برنامه، طیفی از عزت الله سحابی گرفته تا عبدالکریم سروش و 
‏مرتضی مردیها را با خود همراه کرد. یادم هست که روزها در خیابان با مردم صحبت می 
کردیم و آنها را ‏به شرکت در انتخابات و رای دادن به هواداران خاتمی دعوت می کردیم 
و شبها با چه ولعی روزنامه ها ‏را می خواندیم: مقالات اکبر گنجی، مسعود 
بهنود،عمادالدین باقی،یوسفی اشکوری، مجید محمدی، و ‏دیگرانی که همه نسبت به تحقق 
اصلاحات ابراز امیدواری می کردند.آنها را می خواندیم تا برای بحثهای ‏فردا آماده 
باشیم!‏&lt;br /&gt;‏ سرانجام 29 بهمن فرا رسید، و شد آنچه که اصلاح طلبان می خواستند. هنوز 
تیتر یک شنبه 30 بهمن ‏‏«صبح امروز» را در خاطر دارم:« زنده باد ملت ایران»، و 
روزنامه ی آریا که تیتر زده بود: «ایران ‏خروشید، خاتمی لبخند زد، اصلاحات رای 
اعتماد گرفت». اصلاح طلبان اما با سرمایه ی آن اعتماد چه ‏کردند؟&lt;/p&gt;&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt; &lt;/div&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;‏ سعید حجاریان دو روز پیش از آن ترور غم انگیز، طی سخنرانیش در دانشگاه اصفهان 
گفت همه چیز ‏مهیای اصلاحات است، تا حالا به مردم می گفتیم مجلس نمی گذارد[مجلس 
پنجم]، حالا دیگر مجلس هم در ‏دست ماست[قریب به مضمون]، دو روز بعد اما ترور سعید 
حجاریان نمادی شد از عزم جدی ضد ‏اصلاحات برای مقابله با فرایند دموکراتیزاسیون. 
آنها مغز محبوب ترین و رادیکال ترین تئوری پرداز ‏اصلاحات را نشانه گرفتند تا نشان 
دهند که شرایط آنگونه هم برای اصلاحات مهیا نیست. به هر روی ‏مجلس ششم در خرداد 
1379 گشوده شد، حالا دیگر همه حکایت آن حکم حکومتی و فرجام طرح اصلاح ‏قانون 
مطبوعات که یکی از مهم ترین وعده های اصلاح طلبان بود را می دانند، تکرارش زهر مکرر 
‏است! این اما پایان تلخکامیهای اصلاح طلبان نبود، که تازه آغاز ناکامی بود. از آن 
همه اصلاحات وعده ‏داده شده بی اغراق می توان گفت که حتی یک مورد هم به فرجام 
نرسید، نه قانون مطبوعات، نه قانون ‏احزاب، نه جرم سیاسی، نه منع شکنجه، نه لغو 
نظارت استصوابی نه ...&lt;br /&gt;‏&lt;br /&gt;البته باید انصاف داد، مجلس ششم را به رغم تمام 
کارشکنیها می توان از بهترین و موفق ترین مجالس ‏تاریخ پارلمان در ایران به شمار 
آورد. در این مجلس کم نبودند نمایندگانی که به لحاظ شجاعت و کار ‏آمدی با مجالس قبل 
و مجلس بعد از خود- که مولود انتخاباتی رسوا و فرمایشی بود- قابل مقایسه نبوده و 
‏نیستند. آنها کارنامه ی درخشانی در دفاع از حقوق شهروندان از خویش برجای گذاشتند، 
[از آن جمله می ‏توان به رضا خاتمی،احمد شیرزاد و انصاری راد اشاره 
کرد].&lt;br /&gt;‏&lt;br /&gt;همه ی اینها قبول، اما هنوز صورت مسئله بر جای خود باقی است: هیچ یک 
از طرحهایی که اصلاح ‏طلبان در جهت اصلاح ساختار سیاسی و پیشبرد پروژه ی 
دموکراتیزاسیون ساخت قدرت در جمهوری ‏اسلامی، وعده داده بودند در مجلس ششم به 
سرانجام نرسید. چرا؟ عموم اصلاح طلبان در مقام پاسخ به این ‏سئوال مقاومت شدید 
مراکز اصلی قدرت در جمهوری اسلامی و نهادهای انتصابی را به عنوان مهمترین ‏عامل 
نافرجام ماندن اصلاحات وعده داده شده عنوان می کنند. بسیار خوب. حالا چند سالی از 
آن تجربه ‏گذشته است و انتخاباتی دیگر فرا رسیده. اصلاح طلبان با ردیگر به این 
کارزار وارد شده اند. و در ابتدای ‏ورود نیز برنامه ها و اولویتهای خود را اعلام 
کرده اند. در این برنامه البته دیگر هیچ خبری از اصلاحات ‏وعده داده شده ی پیشین 
نظیر آنچه در صدر این نوشته ذکر شد، نیست. چرا؟ آیا آن برنامه اشتباه بود و به ‏آن 
اصلاحات از اول هم نیازی نبود؟ یا اینکه آن برنامه ناممکن بود؟ شکی نیست که تا وقتی 
نظارت ‏استصوابی وجود دارد، تا وقتی قانون احزاب و قانون مطبوعات به این شکل است و 
تا وقتی نهادهایی ‏باعملکرد فرا قانونی وجود دارند، سخن گفتن از دموکراسی بی 
معناست. پس آیاحذف آن وعده ها از ‏برنامه ی اصلاح طلبان و به جای آن اکتفا به 
اشارات کلی در مورد تقویت احزاب و نهادهای مدنی، به ‏معنای دست شستن«جبهه ی 
اصلاحات» از پروژه ی دموکراتیزاسیون است؟ چرا دیگر اصلاح طلبان مثل ‏قبل، از 
دموکراسی، حقوق بشر و جامعه ی مدنی سخن نمی گویند؟ آیا به این مقولات باور ندارند 
یا تحقق ‏آنها را در چارچوب نظم کنونی نا ممکن می دانند؟[شاید هم ترکیبی از عدم 
باور و عدم امکان دلیل این امر ‏باشد] به نظر می رسد اصلاح طلبان کوشیده اند برنامه 
ی خود را با سقف ظرفیتهای حقیقی و حقوقی ‏جمهوری اسلامی هماهنگ کنند. در واقع این 
برنامه مانیفست عبور جناح معروف به اصلاح طلب، از ‏اصلاح طلبی به سوی میانه 
رویست.‏&lt;br /&gt;باید با مردم صادق بود، صداقت و شفافیت بزرگترین سرمایه ی سیاستمداریست 
که می خواهد خود را در ‏معرض رای مردم قرار دهد. در برنامه ی اعلام شده از سوی 
ائتلاف اصلاح طلبان موادی نظیر ‏‏«برقراری حاکمیت قانون و اهتمام به اجرای تمامی 
اصول قانون اساسی، به ویژه اصول مرتبط با حق ‏حاکمیت مردم و تحقق ظرفیت های نهفته 
در آن با استفاده از حق قانونگذاری و نظارتی مجلس.فراهم ‏کردن زمینه های لازم برای 
گسترش و نهادینه سازی آزادی های اجتماعی، سیاسی و تحقق مردم سالاری ‏بر اساس اصول 
قانون اساسی» نیز وجود دارد. اگر اصلاح طلبان در بیان این بخش از برنامه ی خود[که 
‏اتفاقا بر خلاف انتخابات مجلس ششم کم رنگترین بخش برنامه ی شان هم هست] واقعا 
صادقند باید پاسخ ‏دهند که چگونه؟ اگر پیش از این به واسطه ی موانع مستحکم 
نتوانستند حاکمیت مردم را اعمال کنند و ‏نتوانستند ظرفیتهای نهفته ی ادعایی را محقق 
کنند، این بار چگونه می خوهند چنین کنند؟ مگر اتفاق ‏جدیدی افتاده و مراکز اصلی 
قدرت به محدودیت خود در چارچوب همین قانون اساسی معیوب رضایت ‏داده اند؟ مگر 
نهادهای انتصابی از داعیه ی فراقانونی بودن دست کشیده اند؟ مگر آنها برای تن دادن 
به ‏موازین دموکراسی ـ یا به قول برنامه نویسان اصلاح طلب مردمسالاری- اعلام امادگی 
کرده اند؟ اگر نه، ‏پس چگونه؟ این فراز از برنامه ی اصلاح طلبان چگونه قرار است 
محقق شود؟ چگونه قرار است ‏آزادیهای اجتماعی و سیاسی نهادین شود؟ آیا آنها که پیش 
از این اجازه ندادند این بار اجازه خواهند داد؟ به ‏عنوان مثال رهبر جمهوری اسلامی 
به شدت از طرح امنیت اجتماعی پشتیبانی می کند، مطابق قانون ‏اساسی فرماندهی نیروی 
انتظامی از اختیارات ولی فقیه است، حال اگر مقام رهبری بر نظر خود مبنی بر ‏ادامه ی 
طرح امنیت اجتماعی- اخلاقی اصرار کند و برخورد با آنچه بد حجابی و فساد، نامیده می 
شود به ‏همین شیوه ادامه یابد،اصلاح طلبان در مجلس یا حتی دولت چگونه می خواهند از 
اجرای این طرح ‏جلوگیری کنند؟ اصلاح طلبان دم از تغییر قوانین کیفری زدند، حال آنکه 
هنوز به خاطر داریم که آنها حتی ‏نتوانستند قانونی در جهت تضمین صریح حضور وکیل در 
محاکم و در حین بازپرسی به تصویب رسانند، ‏مگر فراموش کرده ایم که اصلاح طلبان حتی 
نتوانستند مصوبه ی غلط خود در زمینه ی وکلای ماده ی ‏‏178را اصلاح کنند؟ حال چگونه 
می خواهند، تغییراتی اساسی در قوانین کیفری که همه منبعث از شرع ‏اسلام و 
تحریرالوسیله ی آقای خمینی است به وجود آورند؟&lt;/p&gt;&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt; &lt;/div&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;در واقع پرسش اصلی همچنان پا برجاست، آیا اصلاحات دموکراتیک در جهت تحقق حاکمیت 
مردم و ‏حقوق بشر در چارچوب ساختار حقیقی و حقوقی فعلی ممکن است؟ اگر آری چگونه؟ و 
اگر نه، پس دیگر ‏آنها که عنوان اصلاح طلب را یدک می کشند قرار است چه چیز را اصلاح 
کنند؟ آیا بهتر نیست گروههای ‏معروف به اصلاح طلب، صادقانه بپذیرند که می خواهند ـ 
تازه اگر اجازه یابند- در بهترین حالت، نقش ‏جناح میانه روی جمهوری اسلامی را بازی 
کنند؟ باری؛ اگر این پرسشها پاسخهایی در خور نیابند، می ‏توان نتیجه گرفت که 
«اعتدال»، اکنون و در قالب جملات برنامه ی ستاد «ائتلاف»، معنای واقعی خویش ‏را باز 
می یابد: دست شستن از اصلاح طلبی و گذار به سوی میانه روی. &lt;br /&gt;‏&lt;br /&gt;اکنون جبهه ی 
اصلاحات به میانداری فرصت سوزان و فرصت طلبان و در روزگار حاشیه نشینی ‏نیروهای 
مومن به دموکراسی و حقوق بشر که به «تندروی و افراط» متهم هستند، گام در میدان 
انتخابات ‏نهاده است. باید چشم انتظار نتیجه ی این انتخابات نشست و دید بعد از آن 
نیروهای مومن به دموکراسی و ‏حقوق بشر در جبهه ی معروف به اصلاحات[البته در میان 
کاندیداهای فعلی هم افراد مومن به دموکراسی ‏و حقوق بشر وجود دارند که احتمالا رد 
صلاحیت خواهند شد]چه تدبیری برای ادامه ی فعالیتهای سیاسی ‏خود و نحوه ی تعاملشان 
با نیروهای تحولخواه خارج از جبهه ی اصلاح طلبان دیروز و اعتدالیون امروز ‏خواهند 
اندیشید؟ آیا بعد از آن هم قرار است همه ی تخم مرغها در سبد مثلث اعتدال قرار 
بگیرد؟ به خاطر ‏داشته باشیم که اشخاص ملاک اصلاحات نیستند، این برنامه ها و ا هاندیشه 
هستند که عیار اصلاح طلبی را ‏مشخص می کنند.&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;پی نوشت:&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;آدرس این یادداشت در روزآنلاین:http://www.roozonline.com/archives/2008/01/post_5695.php  &lt;br /&gt;&lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Tue, 22 Jan 2008 22:24:42 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=gahneveshtha&amp;postid=104</comments>
<dc:creator>gahneveshtha</dc:creator>
<guid>http://gahneveshtha.blogfa.com/post-104.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>به یاد همه ی دانشجویان کرد در بند</title>
<link>http://gahneveshtha.blogfa.com/post-103.aspx</link>
<description>&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 10pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=7&gt;&lt;STRONG&gt;        &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=7&gt;&lt;STRONG&gt; &lt;FONT color=#ff0000&gt;برای سهراب کریمی&lt;/FONT&gt; &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 10pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=Arial size=7&gt;               &lt;IMG alt=&quot;سهراب کریمی و فرشاد دوستی پور&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.sohrab-karimi.blogfa.com/Photo/s/sohrab-karimi.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 10pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;می بینی عاقبت کارمان را؟ یک&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;روز برای این باید بنویسیم و یک روز&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;برای آن. برای این که در «بند» است و برای «آن» که کشته شده است. امروز اما می خواهم از سهراب و برای سهراب بنویسم به پاس دوستی مان و به احترام حقی که پایمال جفای روزگاران می شود.&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 10pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;می بینی سهراب کار روزگار را؟ تو در زندان و من اینجا ناتوان و مستاصل. نمی دانم روز و شب چگونه می گذرانی ولی باور کن روز و شب به یادت بوده ام، گر چه این «یاد» به کار تو نیاید. یاد آن بحثها و گاه عصبانی شدنها و دلخوری ها، یاد دلنگرانیت برای مردمی که اگر مریض شوند، کسی نیست که آنها را درمان کند. وقتی از کودکان کرُد که روی مین منفجر می شدند سخن می گفتی اشک حلقه می زد در چشمانت، که چرا هر روز باید بمیرند؟ چه داشتم به تو بگویم وقتی از آن همه رنج و محرومیت می گفتی، با همه ی اختلاف نظرهایمان لحظه ای در صداقت و شرافتت شک نکردم، که در جدال و مرد و نامرد، ترا در جبهه ی «مردان»، یافته بودم. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 10pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;همیشه از حقوق بشر می گفتی، و هرگز خروج از مدار گفتگو و مسالمت را برنمی تافتی، جواد علیزاده نیز چنین بود، اگر چه کرد نبود ولی با درد و رنج این مردم می گریست و با شادی شان می خندید« مگر نه اینکه بنی آدم اعضای یک پیکرند»؟. فرشاد دوستی پور را چندان نمی شناختم ولی حتم دارم که اگر دوست و همفکر شماست لاجرم، انسانی مسالمت جو و اهل گفتگو و مداراست.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 10pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;آخرین مکالمه مان را به خاطر می آورم، آن لحظه که در آن 18 آذر با شکوه از دانشگاه خارج می شدی، گفتم سهراب مواظب خودت باش، در آغوشم کشیدی و گفتی «من که کار خلافی نکرده ام» و راست می گفتی. مگر تو چه خلافی کرده بودی که زندان شوی؟ چقدر شاد و پر انرژی بودی آن روز&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;و من چقدر دلم گرفت وقتی خبر بازداشتت را شنیدم، آخر تو که کاری نکرده بودی.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 10pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;تو عاشق کردستان بودی ولی هرگز قوم پرست نبودی، ایران را دوست داشتی و دل در گروَش نهاده بودی. یادم هست که همیشه می گفتی من ایرانیم، نه فقط کردستان که بلوچستان و خوزستان هم سرزمین من است. هیچگاه از خشونت دفاع نمی کردی ،سهل است در محکومیت خشونت پیش قدم نیز بودی.&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;چقدر دغدغه ی هویت داشتی و من نمی فهمیدمت. هنوز هم نمی فهمم، کاشکی زودتر آزاد شوی تا با تو باز هم از چالش هویت در جهان جهانی شده سخن بگویم و تو باز از دلنگرانیهایت برای زبان مادر سخن بگویی که چه عاشقانه از زبان مادریت سخن می گفتی،باز هم درکت نمی کردم چرا که مدتهاست عشق به زبان و خاک و هویتهای بر ساخته را فراموش کرده ام،من که آرزویم برچیده شدن تمایز ملتهاست، چگونه می توانستم بپذیرم تکثیر ملتها را در درون زیست بومم و همه ی اختلافمان همین بود. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 10pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;حالا تو آنجایی و من شرمسار و خجلم از نا توانیم، از اینکه کاری ساخته نیست از من. کاشکی زودتر آزاد شوی، نمی دانم خبر را شنیده ای یانه، کاش نشنیده باشی خبر مرگ دانشجوی سنندجی را در زندان، می دانم که حساسی و آنجا توی آن سلول تنگ و تاریک غصه بر غصه ات افزوده می شود. کاشکی آزاد شوی سهراب، کاش زودتر آزاد شوی. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 10pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;باری سهراب تو بمان، تو بمان برای ایران آباد و آزاد، برای ایرانی که «مال همه ی ایرانیان است»، برای وطنی که در آن هیچ کس به خاطر مذهبش،عقیده اش،قومیتش،جنسیتش و هر چیز دیگری از این قبیل از هیچ حقی محروم نشود. چنین ایرانی خانه ی همه ی ماست. و ما، دست در دست برای ساختن ایرانی چنین زیبا، هم پیمان خواهیم بود، که ترک و لر و بلوچ و فارس و عرب و گیلک و مازنی همه اجزای برابر این پیکره ایم، و همه در این خانه حق و سهمی برابر داریم. باری سهراب عزیز، تو بمان، برای چنین ایرانی که در آن کودک کرُد روی مین نرود و از کمبود امکانات و سرما نمیرد، تو بمان...که ترا من چشم در راهم... &lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 10pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;STRONG&gt;پی نوشتها:&lt;/STRONG&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 10pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt; *&lt;A href=&quot;http://www.sohrab-karimi.blogfa.com/&quot; target=_blank&gt;این وبلاگ&lt;/A&gt; ظاهرا برای آزادی سهراب کریمی است و حاوی اخباری در مورد وضعیت او.&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 10pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;**در این یادداشت قصد هیچ بحثی در مورد مسئله ی قومیتها را نداشته ام،این نوشته ی کوتاه تنها به دغدغه ی نقض حقوق و در بند بودن یک انسان نگاشته شده، انسانی که دوست من است و عواطف من با او و خاطراتی که با او داشته ام گره خورده .&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 10pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;--------------------------------------------------------------------------------------------------------------&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 10pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;کامنت زیر را دوست عزیزم &lt;STRONG&gt;تیرداد بنکدار&lt;/STRONG&gt; برای این پست وبلاگ من گذارده است. کامنت تیرداد بیانی واضح از پایبندی نیروهای مختلف سیاسی به اصول انسانی است. از تیرداد گرامی ممنونم و  کامنت او را عینا ذیل مطلبم نقل می کنم:&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 10pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;درود رشید عزیز &lt;BR&gt;به سهم خودم سپاسگزارم که از سهراب کریمی و فرشاد دوستی پور و جواد علیزاده یادی کرده ای. شوربختانه مدتیست که اینجا و آنجا میشنوم که چند نا بخرد میگویند که من از زندان رفتن این دوستان خوشحال شده ام!!! به راستی که این را جفایی بزرگ در حق خودم میدانم. من بی تردید با افکار و مشی سیاسی این دوستان تضادی بنیادین دارم اما این تضاد و &lt;STRONG&gt;اختلاف تنها در عرصه سیاسی است و نه انسانی. مخالفت من هم با دوستان تنها از راه گفتگو و نوشتن بوده است و نه چیز دیگر&lt;/STRONG&gt;. اگر من مخالف این دوستان هستم تنها علتش اینست که نمی خواهم روزی شاهد جدا زیستنمان از یکدیگر باشم. حال من چگونه میتوانم از درد و رنج این دوستان خشنود باشم؟ من ساعتها با این هم میهنانم گفتگو کرده ام. گفتگو هایی هم که الزامن همواره به مجادله منتهی نشده بود. بلکه اغلب آنها به ویژه آخرین گفتگویمان که دقایقی پیش از دستگیریشان بود، بسیار دوستانه و مسالمت جویانه خاتمه یافت. صمیمانه میگویم که دلم برای هرسه تایشان - به ویژه فرشاد- تنگ هم شده است. امیدوارم که همواره در آرامش و سلامت باشند...بار دیگر میگویم، ضمن حفظ مواضع پیشینم مبنی بر مخالفت آشتی ناپذیر با هرگونه قومگرایی، به شدت از دربند بودن این سه تن اندوهگینم.به رغم مخالت همه جانبه با خط سیاسی فرشاد و سهراب و جواد، خواستار آزادی فوری اشان هستم.&lt;BR&gt;بدیهی است که گفتار من تنها مبتنی بر علایق شخصی و عاطفی ام نسبت به هم میهنانی است که ساعاتی را به گفتگوی با هم گذرانده ایم و به هیچ روی به منزله تاید عملکرد و گفتار دوستان نمی باشد.&lt;BR&gt;پاینده و جاوید باد ایران آباد و آزاد&lt;BR&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 20 Jan 2008 23:20:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=gahneveshtha&amp;postid=103</comments>
<dc:creator>gahneveshtha</dc:creator>
<guid>http://gahneveshtha.blogfa.com/post-103.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نامشان زمزمه ی نیم شب مستان باد....تا نگویند که از یاد فراموشانند</title>
<link>http://gahneveshtha.blogfa.com/post-102.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=7&gt;&lt;STRONG&gt; &lt;FONT color=#ff0000&gt;در دفاع از حقوق دانشجویان چپ&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#000000 size=3&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;توضیح ضروری:&lt;/FONT&gt; این یادداشت پیش از این در ادوار نیوز و خبرنامه ی امیرکبیر منتشر شده است. در مورد برخوردهای اخیر با دانشجویان همچنین گفتگویی کرده ام با رادیو فرانسه که آن را &lt;A href=&quot;http://www.rfi.fr/actufa/articles/097/article_816.asp&quot; target=_blank&gt;&lt;FONT size=4&gt;اینجا&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#000000 size=3&gt;&lt;STRONG&gt; می توانید بشنوید.&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;انسانها عقاید گوناگون دارند! بیان این مسئله از فرط وضوح ،مضحک به نظر می رسد. آدمیان نه فقط دستگاههای فکری متفاوت دارند، بلکه حتی ممکن است از آموزه های مشابه برداشتهایی متفاوت در ذهن بپرورند، ممکن ست آنچه که از دیدگاه ما چنان بداهتی دارد که قبول نکردنش «ابلهانه» به نظر می رسد، از نگاه دیگران، قبول کردنش «احمقانه» باشد، به همین سادگی دو گروه به وجود می آیند که هر یک آرا طرف مقابل را «احمقانه» یا «ابلهانه» فرض می کند!(۱) چنین اختلافاتی در میان نوع بشر احتمالا قدمتی به درازای تاریخ دارد، برخورد با این «اختلافات» اما همیشه یکسان نبوده است، زمانی مخالفین فکری جز به «شقه کردن»یکدیگر رضا نمی دادند، در همین تاریخ خودمان مگر کم فیلسوف و عارف و حتی فقیه تکفیر شده داریم. برخورد با مخالف، تا سر حد «نابودی»، اما تنها خصوصیتی برای دنیای پیشا مدرن نبوده است،طی قرن بیستم نیز، در قلب اروپا و در سرزمینی که گوته،کانت، فوئرباخ و هگل را در بطن خود پروریده بود، مردی - آن هم با پشتیبانی مردم- بر سریر قدرت نشست که کارش از کتاب سوزی و خرد ستیزی «آغازید» و به آدم سوزی «انجامید». کمی آن سو تر جهان استالینیسم را تجربه کرد، حکومتی کمونیستی که بر گرده ی کارگران، سلطه ی وحشت برپا داشته بود و میلیون میلیون انسانهای بی گناه بودند که در کوره ی آرمانهای نا کجا آبادی می سوختند. می بینید که حالا تکرار آن جمله ی صدر نوشتار آننچنان هم بی حکمت و مضحک نمی تواند باشد. انسانها عقاید گوناگونی دارند، مشکل اما از آنجا آغاز می شود که دسته ای یا به هر قیمت در پی تحمیل عقیده ی خویش بر می آیند و یا به هر قیمت سودای حذف صاحب عقاید مخالف در سر می پرورانند و عجبا که جهان قرن ۲۱ نیز هنوز از این بلیه در امان نیست: کیفر انسانها به جرم عقایدشان.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; تمدن بشر به رنسانس وروشنگری که رسید با ادبیات انبوهی در زمینه ی مدارا مواجه شد، مشکل عدم مدارا اما با شعا حل شدنی نبود که« قتل عام بارتولمه» کم و بیش همزمان با رویش همین مفاهیم نو رویداد، سرانجام به حکم تجربه بود که آن مفاهیم نو بر ستونهای بنایی که عهدنامه ی وستفالی بنیان نهاده بود، «کاخ مدارا» را بنا کرد. بشر اما هنوز هم گاه گاه، گونه گونی عقاید و مدارا با مخالف را از یاد می برد و فاجعه می آفریند، در همین کشور خودمان هنوز سالهای زیادی نگذشته است از تجربیات تلخ بعد از انقلاب و دهه ی ۶۰، آنجا نیز از کتاب سوزی آغاز شد تا به آدم سوزی رسید، مگر «کشتارهای دهه ی ۶۰»، اگر نه از نظر تعداد که به لحاظ سبوعیت، چه کم داشت از «هولوکاست»؟ تاریخ ولی فراموش نمی کند که« توده ای» و «اکثریتی» از سرکوب «مجاهد» و «اقلیتی»، توی دلشان از خوشحالی غنج می زد، و مگر فراموش شده است آن همه دست افشانی انقلابیون بر نعش هویدا که محروم از تمام «حقوق» یک انسان ، «اعدام»، شد. ماشین سرکوب که راه می افتد، وقتی دامان مخالفین ما را بگیرد، گویی عین خیالمان نیست، به خودمان که می رسد حکایت همان شعر برتولت برشت است، چه می دانست آن جوان خام چپگرا که به خاطر اعدام انقلابی هویدا سراز پا نمی شناخت چه می دانست که فردا خود مغلوب این دژخیمان است؟ بازرگان اما آنچه را که جوانان در آینه نمی دیدند در خشت خام می دید، چقدر فریاد زد پیر مرد که «آقا اعدام نکنید» که «آقا این محاکمه ها قانونی نیست» و چقدر طعنه اش زدند همین جوانها که تو «مرد انقلاب نیستی» و راست می گفتند که او مرد انقلاب نبود، مردان انقلاب همانها بودند که در دو سوی ماجرا با کمی تقصیر بیشتر یا مقداری کمتر، نهال آزادی را پایمال خشم انقلابی خویش کردند، که اندیشه ی «آزادی» با انقلاب سازگار نیست و از چپگرایی انقلابی جر تبعیض و سرکوب و «نا برابری» بر نمی خیزد. بالاخره در آن تابستان سیاه ۶۷ نیز شد آنچه شد، از درون حکومتیان جز آن مرجع آزاده و تن نسپرده به عجوزه ی هزار داماد قدرت، کس دیگر دم به اعتراض نگشود، که تاوانش را داد و هنوز می دهد(۲). رو سیاهی برای همه ی آنهایی است، که از فردای ۲۲ بهمن ۱۳۵۷، در برابر نقض حقوق هر انسانی از روسپیهای شهر نو تا هویدای نخست وزیر، از تقی شهرام تا…سکوت کردند. باری،همه ی آنهایی که فراموش کردند، هر انسانی -ولو مجرم- حقوقی دارد. و همه ی آنهایی که فراموش کردند، «عقیده، جرم نیست».&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;حالا جبر زمانه، دست روزگار، اقتضائات دیالکتیک تاریخ! یا هر چیز دیگری ما را در موقعیتی مشابه قرار داده است. آنان که فرسنگها دور از ما می اندیشند، به بند شده اند به جرم اعتقادشان. مباد که ما نیز روسیاهان تاریخ لقب بگیریم. قریب چهل دانشجو به طرفة العینی در بند شده اند و من در عجبم که جز از دانشگاه فریادی بر نمی خیزد(۳).از این همه حزب و دسته و رسته که دل نگران انتخاباتند ، باید پرسید دلیل سکوتشان را. مگر اینها انسان نیستند؟ مگر حقوق بشر شامل حال اینان نمی شود؟ نکند با طرح مردمسالاری دینی خواستید از همین حالا خرجتان را سوا کنید که حقوق بشر تنها حقوق مومنین است؟نگذارید بار دیگر بیخ گوشتان فاجعه ای رخ دهد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;صورت مسئله مشخص است، جای گفتگو هم ندارد، عده ای دانشجو به هر دلیل خود را به اندیشه ای معتقد می دیده اند و بر این اساس فعالیتهایی مسالمت آمیز داشته اند. آنها بنا بر حق طبیعی خویش که حتی در همین قانون اساسی هم به رسمیت شناخته شده درون دانشگاه اعلام تجمع می کنند. تجمع آنها نه با «حمل سلاح» بود و نه حتی محورهایی که برای تجمع اعلام شده بود «مخل به مبانی اسلام». پس با کدام مجوز قانونی با تجمع کنندگان بر خوردی اینچنین سختگیرانه انجام شد؟ آیا آنچه پس از بازداشت تجمع کنندگان صورت گرفت مسیری قانونی بود؟ آیا نگه داشتن افراد برای روزهای طولانی در سلول انفرادی بدون حق وکیل، بدون حق ملاقات با خانواده و حتی بدون مشخص بودن اتهامات، قانونی است؟ مگر این قانون آیین دادرسی کیفری را مجلس شورای اسلامی ننوشته؟ مگر شورای نگهبان آن را تایید نکرده؟ آیا نهادهای امنیتی از اجرای قوانین معافند؟ آیا جز این است که نقض کنندگان این قوانین نه فقط ناقض حقوق بشر[که خود قانونی جهانشمول است] که حتی زیر پا گذارندگان شرع و قانون نیز محسوب می شوند چرا که هیچ کجای شرع و قانون مجوز چنین برخوردی نمی دهد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;باری؛برخورد با دانشجویان چپ(۴) نه تنها بر خلاف تمام موازین حقوق بشر که حتی بر خلاف نص قوانین جمهوری اسلامی نیز هست. اکنون وظیفه ی همه است که از حق بیان آزادانه ی اعتقادات، از حق فعالیت مسالمت آمیز سیاسی و از حق برخورداری این دانشجویان از یک دادرسی عادلانه، بی پروا و به صراحت دفاع کنند. دفاع از حقوق «افراد انسانی» فارغ از هر عقیده، جنسیت و مذهب و زبان، منشاء قومی و طبقاتی و تمایزاتی از این قبیل، حداقل اصلی است، که همه ی ما باید پیرامون آن به اجماع برسیم و بر اساس آن عمل کنیم. وگر نه ما نیز از رو سیاهان تاریخ خواهیم بود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;پی نوشتها:&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;۱- این البته به این معنا نیست که هیچ معیاری برای سنجش درستی و غلطی اندیشه ها نمی توان به دست داد. بحث بر سر این است که صاحبان هر اندیشه ای باید در دارا بودن ان اندیشه و بیان آن آزاد باشند.این مبحث البته پیچیدگیهای حقوقی و فلسفی فراوانی دارد که اینجا، جایش نیست.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; ۲- به جز آیت الله العظمی منتظری از گروههای داخل کشور گمان می کنم تنها نهضت آزادی بود که صراحتا در همان زمان به اعدام ها اعتراض کرد. اگر اشتباه می کنم تذکر دهید.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; ۳- باید انصاف داد که طیفهای مختلف دانشجویان و فعالین و گروههای حقوق بشری داخلی و خارجی و حتی رسانه های بین المللی و تارنماهایی نظیر ادوارنیوز و خبرنامه ی امیرکبیر در این زمینه عملکرد مثبت و قابل قبولی داشته اند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; ۴- هنوز این یادداشت را به انتها نرسانده بودم که خبر بازداشت عده ای دیگر از دانشجویان چپگرا منتشر شد. ظاهرا دوستان عزیزم محمد پورعبد الله و مرتضی اصلاحچی نیز در بین دانشجویان بازداشت شده بوده اند. نمی دانم چه از من ساخته است جز آرزوی آزادیشان.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 17 Jan 2008 13:21:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=gahneveshtha&amp;postid=102</comments>
<dc:creator>gahneveshtha</dc:creator>
<guid>http://gahneveshtha.blogfa.com/post-102.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>موج جدید بازداشت دانشجویان چپگرا/صدور گسترده ی احکام محرومیت از تحصیل /دانشگاه آزادیهای مظلوم</title>
<link>http://gahneveshtha.blogfa.com/post-101.aspx</link>
<description>&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=Arial color=#ff0000 size=7&gt;      خبرهای بد در روزهای بد&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; 
&lt;P align=justify&gt;۱-صدای موبایل بلند می شود، پیام کوتاهی دیگر و خبر بدی دیگر، در این خفقان و سانسور شرم آوری که بر رسانه های داخلی تحمیل شده است، اس.ام.اس،به مهمترین رسانه ی نیروهای دموکراسی خواه تبدیل شده! کسی چه می داند شاید روز اس.ام.اس، در ایران همان نقشی را بازی کند که دستگاه فاکس در اروپای شرقی ایفا کرد،خبر بد اما این بار بازداشت عده ای دیگر از دانشجویان چپگرا بود، حضور &lt;STRONG&gt;مرتضی اصلاحچی&lt;/STRONG&gt; و &lt;STRONG&gt;محمد پور عبدالله&lt;/STRONG&gt; در میان بازداشت شدگان بر اندوهناکی این خبر  برای شخص من افزود.تعداد بازداشتی ها جدیدحداقل ۱۲ نفر است. اینگونه برخوردها و بگیر ببندها نه تنها هیچ توجیه قانونی که حتی هیچ توجیه عقلانی هم ندارد. نمی دانم جز محکوم کردن و ابراز تاسف از ما چه کاری ساخته است؟ فقط می توانم بگویم سکوت در برابر این همه ظلم و سرکوب،جایز نیست.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;گروههای سیاسی مدعی اصلاحات حسابی سرشان به انتخابات گرم است و هیچ صدایی در محکومیت این برخوردها از اردوگاه آنها بر نمی خیزد. آنها هیچ گامی برای رفع ستم از این دانشجویان مظلوم بر نداشته اند. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;به گزارش ادوار نیوز: مرتضی اصلاحچی( دانشجوی فلسفه دانشگاه علامه)، آناهیتا حسینی( دانشجوی دانشگاه تهران)،سروش ثابت( علوم کامپیوتر دانشگاه شریف)، محمد پورعبدالله( مهندسی شیمی دانشگاه تهران)، ساناز اللهیاری( خواهر مهدی اللهیاری)، امین قضایی، سروش دشتسانی و بیتا صمیمی زاده،بیژن صباغ، کاوه عباسیان،مرتضی خدماتلو و بهزاد باقری دانشجویان چپگرایی هستند که تا کنون بازداشتشان قطعی شده .&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;۲- در شرایط فعلی مهمترین و شاید تنها کاری که می توان  برای دانشجویان زندانی انجام داد، خبر رسانی و ایجاد حساسیت بین المللی در مورد سرنوشت این دانشجویان است. باید نهادهای حقوق بشری،سازمانهای بین المللی، رسانه های معتبر  و دولتهای دموکراتیک جهان را در مورد آنچه بر سر دانشجویان ایرانی می گذرد، حساس کرد.. نقض حقوق فعالین دانشجویی در ایران اکنون ابعاد بسیار گسترده و خطرناکی به خود گرفته است، انقلاب فرهنگی دوم حرکت خزنده ی خود را ادامه میدهد و بیم آن هست که حکومت کم کم ، و در سایه ی بی توجهی های داخلی و بین المللی ،خود را برای ضربه ی نهایی به دانشگاه آماده کند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;۳- در کنار بازداشت وسیع دانشجویان، صدور احکام محرومیت از تحصیل در دانشگاههای سراسر کشور ادامه دارد. دو دوست نازنین و عزیزم، &lt;STRONG&gt;رضا نگهداری&lt;/STRONG&gt; و &lt;STRONG&gt;سلمان ایزدپناه&lt;/STRONG&gt; در دانشگاه تهران با احکام یک و دو ترم محرومیت از تحصیل مواجه شده اند، این دو فعال دانشجویی مستقل و بی ادعا،هیچگاه از تلاشهای صادقانه در راه دموکراسی و حقوق بشر دست نکشیدند و به رغم زحماتی که کشیده اند کم و بیش گم نام مانده اند. به دوستی با آنها افتخار می کنم&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;۴- دانشجویان شجاع &lt;STRONG&gt;دانشگاه بو علی&lt;/STRONG&gt; نیز سهم خویش را از سهام عدالت دریافت کردند تا دیگر خیالشان راحت باشد. دوستان همفکر و گرامیم&lt;STRONG&gt; &lt;/STRONG&gt;&lt;A href=&quot;http://www.kaver1238.blogfa.com/&quot; target=_blank&gt;&lt;STRONG&gt;امین نظری&lt;/STRONG&gt; &lt;/A&gt;و &lt;STRONG&gt;سیاوش حاتم&lt;/STRONG&gt; نیز که از برجسته ترین فعالین دانشجویی دانشگاه همدان هستند نیز با احکام محرومیت از تحصیل مواجه شده اند، به غیر از این دو &lt;STRONG&gt;مهدی جمالوند&lt;/STRONG&gt; و &lt;STRONG&gt;محمد صیادی&lt;/STRONG&gt; هم به شلاق مهرورزی در دانشگاه بو علی نواخته شده اند. تعداد زیادی هم با حکم توبیخ مواجه شده اند. دانشگاه بوعلی اگر چه یکی از فعالترین دانشگاههای کشور به لحاظ سیاسی است ام متاسفانه از نظر رسانه ای همیشه مورد کم لطفی قرار گرفته است. آدس اینترنتی خبرنامه ی بو علی:&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;                                          &lt;STRONG&gt; &lt;/STRONG&gt;&lt;A href=&quot;http://www.basunews.com/&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;http://www.basunews.com&lt;/STRONG&gt;/&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;امین نظری مجری تجمع ۱۸ تیر دانشگاه تهران نیز بود.ظاهرا جرم اصلیش نیز همین بوده.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;۵- &lt;STRONG&gt;از همه مظلوم تر در این میان شاید دانشجویان دانشگاه آزاد باشند&lt;/STRONG&gt; که بی سرو صدا به زندان می روند، بی سر و صدا از تحصیل محروم می شوند و آب هم از آب تکان نمی خورد. حیف و صد حیف. من دوره ی کارشناسی را در دانشگاه آزاد سپری کرده ام و می دانم فعالیت سیاسی در دانشگاه آزاد با موانع و مشکلاتی چند برابر دانشگاههای دولتی مواجه است. انچه احمدی نژاد طی این دو سال با دانشگاه کرده است، جاسبی سالهاست در دانشگاه آزاد انجام می دهد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;۶- دوستان زیادی نیز از &lt;STRONG&gt;دانشگاه علامه&lt;/STRONG&gt; به کمیته ی انضباطی احضار شده اند. سرهنگی ها و چنگیزیهای فرهنگی در این دانشگاه ادامه دارد. و دبیر کمیته ی انضباطی هم در روز روشن و در حالیکه ۱۶ نفر به کمیته ی انضباطی احضار شده اند می گوید در دی ماه و در فرجه ها کسی احضار نشده است! اکثر احضارها به بهانه ی تجمع شجاعانه ی ۸ آبان در دانشکده ی علوم اجتماعی صورت گرفته است. متاسفانه در دانشگاه علامه و ظاهرا خیلی جاهای دیگری که زیر مجموعه ی این دولت است، دروغ بیش از هر زمان دیگری به فضیلت تبدیل شده است. افراد هر چه دروغگو تر باشند به پستهای مهمتری گمارده می شوند. خب این هم یک ملاک است برای شایسته سالاری! احضارهای گسترده  در &lt;STRONG&gt;دانشگاه تهران&lt;/STRONG&gt; نیز ادامه دارد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;پی نوشتها:&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; ۱-در این میانه ی اخبار بدو ناگوار شاید خبر راه اندازی وبلاگ &lt;STRONG&gt;مجمع لیبرالهای گیلان،&lt;/STRONG&gt; کور سوی امید و شادی را در دل افروخته نگاه دارد. به این دوستان خوش آمد می گویم. و با توجه به شناختی که از آنها دارم،امیدوارم این دوستان در فعالیتهای تئوریکشان و در بسط ارزشها ی لیبرالی و تعمیق این گفتمان در سطح جامعه موفق باشند. آدرس وبلاگشان: &lt;A href=&quot;http://gil-liberal.blogfa.com/&quot;&gt;http://gil-liberal.blogfa.com/&lt;/A&gt;&lt;A href=&quot;http://gil-liberal.blogfa.com/&quot; target=_blank&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;۲- &lt;A href=&quot;http://www.tirdad1360.blogfa.com/post-13.aspx&quot; target=_blank&gt;این یادداشت&lt;/A&gt; کوتاه اما گویای دوست گرامی، &lt;STRONG&gt;تیرداد بنکدار&lt;/STRONG&gt; را در مورد لیبرال دموکراسی و سوسیال دموکراسی از دست ندهید.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;۳- مطلبی نوشته ام در دفاع از حقوق دانشجویان چپگرا که در صورت تمایل  &lt;A href=&quot;http://www.advarnews.us/article/6529.aspx&quot; target=_blank&gt;اینجا&lt;/A&gt; یا &lt;A href=&quot;http://www.autnews.info/archives/1386,10,0007243&quot; target=_blank&gt;اینجا&lt;/A&gt; قابل مطالعه است.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;۴- احمد قصابان، مجید توکلی و احسان منصوری، همچنان بی گناه در زندانند. حکم دادگاه هم کشک!&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 16 Jan 2008 02:59:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=gahneveshtha&amp;postid=101</comments>
<dc:creator>gahneveshtha</dc:creator>
<guid>http://gahneveshtha.blogfa.com/post-101.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>در حاشیه ی ابراز علاقه ی مارادونا به احمدی نژاد</title>
<link>http://gahneveshtha.blogfa.com/post-100.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT style=&quot;FONT-WEIGHT: bold; FONT-FAMILY: arial,helvetica,sans-serif&quot; size=6&gt;            &lt;SPAN style=&quot;COLOR: rgb(255,0,0)&quot;&gt;آسیبهای آمریکا ستیزی جهان سومی&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-WEIGHT: bold; FONT-FAMILY: arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;توضیح ضروری&lt;/SPAN&gt;: &lt;SPAN style=&quot;FONT-WEIGHT: bold; FONT-FAMILY: arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;آمریکا ستیزی یکی از بیماریهای روشنفکران در جهان سوم و حتی اروپاست، بدیهی است که نقد سیاستهای آمریکا به عنوان قدرتمند ترین کشور جهان که سیاستهایش تاثیر مستقیم بر سرنوشت صدها میلیون انسان در سراسر کره ی زمین دارد چیزی متفاوت از امریکا ستیزی است. منظور از آمریکا ستیزی رویکردهایی است که آمریکا را به عنوان تهدید و مشکل عمده ی جهان مطرح می کنند.  از این رو نقد و بررسی پدیده ی آمریکا ستیزی و پیگیری دلایل و ریشه های آن به عنوان دغدغه ای همیشگی مطرح بوده است. این یادداشت که پیش از این در ادوارنیوز تحت عنوان مارادونای افسانه ای و آسیبهای آمریکا ستیزی جهان سومی منتشر شده ، اولین گام نویسنده در این راه و در واقع طرح سوال و موضوع است.در این مورد باز هم خواهم نوشت. &lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;روزی در جلسه ای تشکیل یافته از روزنامه نگاران اصلاح طلب، خانم روزنامه نگاری که خود را سکولار می دانست جمع را با شدت و هیجان تمام مخاطب قرار داد که نباید اجازه دهیم پرچم آمریکا ستیزی بر دوش احمدی نژاد قرار بگیرد و او از این طریق در بین توده های محروم مسلمانان «جا» باز کند و «محبوب شود». او معتقد بود که ستیز با آمریکا، ارزشی روشنفکرانه است که احمدی نژاد آن را مصادره به مطلوب کرده است.به عقیده ی این خانم روزنامه نگار سکولار وظیفه ی مبارزه با آمریکا و پرچم ستیز با آن می بایست بر دوش روشنفکران باشد. موضوع آن جلسه بحث در مورد سیاست خارجی آمریکا بود. من در وقت کوتاهی که برای صحبت داشتم به مصداق مثل معروف «  عیب می جمله بگفتی هنرش نیز بگوی» به نقش مثبت و جایگزین ناپذیر آمریکا در مبارزه با فاشیسم و کمونیسم طی قرن بیستم اشاره کردم و این نقش مثبت را به نقل علمای سیاست بین الملل(1) از خدمات برجسته ی سیاست خارجی آمریکا به جامعه ی جهانی دانستم ، سخن به اینجا که رسید آن خانم روزنامه نگار آنچنان بر آشفته شد که ضمن ترک جلسه خطاب به جمعیت فریاد زد ؛ ترجیح می دهد برود با روزنامه ی «کیهان»، همکاری کند تا اینکه بخواهد در جلسه ای بنشیند که در آن افرادی از خدمات آمریکا سخن می گویند! &lt;BR&gt;آمریکا ستیزی و دشمنی با آمریکا واقعیتی است که در جهان وجود دارد. آمریکا ستیزی خصوصا در جهان اسلام همانگونه که آمار موسسات معتبر نظر سنجی نشان میدهد ابعاد گسترده ای به خود گرفته است. این هم یک واقعیت است که احمدی نژاد به دلیل همین آمریکا ستیزی در میان توده های مسلمان محبوبیت دارد،او حتی در میان مردم ترکیه که تحت حاکمیت دولتی کاملا لاییک و در جامعه ای نسبتا باز زندگی می کنند از محبوبیت قابل توجهی برخوردار است. &lt;BR&gt;آمریکا ستیزی فارغ از هر نوع ارزش داوری پدیده ایست گسترده با ابعادی متنوع و گوناگون. آمریکا ستیزان طیفی از بنیادگرایان دینی تا برخی روشنفکران پر نفوذ جهان سومی و حتی غربی را در بر می گیرند. این پدیده منحصر به کشورهای اسلامی نیست. بسیاری از دیگر کشورهای جهان سوم ( مثلا در آمریکای لاتین) و حتی بسیاری از کشورهای توسعه یافته ی اروپایی با پدیده ی آمریکا ستیزی و ضدیت با آمریکا خصوصا در میان لایه هایی از روشنفکران مواجهند. آمریکا ستیزی اروپایی البته به لحاظ کمیت و کیفیت و حتی علل و دلایل تفاوتهای جدی با آمریکا ستیزی بنیادگرایانه و جهان سومی دارد که بحث موشکافانه پیرامون آن از حوصله ی این نوشتار خارج است. &lt;BR&gt;آن دسته از نیروهای سیاسی که ضدیت با آمریکا را سرمشق فعالیت سیاسی خود قرار داده اند، گاهی رفتارهایی از خود نشان می دهند که تعجب برانگیز به نظر می رسد، ولی با توجه  به رویکردهای آمریکا ستیزانه و درک منطق آمریکا ستیزی این رفتارها دیگر عجیب نخواهند بود. به عنوان مثال بسیار دیده شده است که برخی ناظران سیاسی نسبت به همسوییهای فیدل کاستروی کمونیست، و محمود احمدی نژاد بنیاد گرا ابراز شگفتی می کنند .اما راز همگرایی بنیادگرایی ایرانی و کمونیسم کوبایی چیست؟ پاسخ این سوال در یک کلمه خلاصه می شود: آمریکا(البته دشمنی باامریکا) احمدی نژاد و کاسترو به لحاظ انتولوژیک فرسنگها با هم فاصله دارند، ولی در منظومه ی فکری و سیاسی آنها دشمنی با آمریکا آنچنان فربه می شود که می تواند این شکاف عمیق هستی شناختی را پر کند. این درست همان اتفاقی است که برای آن خانم روزنامه نگار که در صدر نوشته از آن یاد کردم افتاد، او یک سکولار بود، ولی دشمنی با آمریکا برایش از چنان اولویتی برخوردار بود که صراحتا همکاری با کیهان را مرجح بر حضور در جمع همکاران دموکرات و اصلاح طلبش دانست. (او البته درآن جلسه در بیان مواضع ضد آمریکاییش اصلا تنها نبود). منطق ضدیت با آمریکا به عنوان بخشی از مرده ریگ چپ ، گاه آنچنان چشم و گوشها را می بندد که ائتلافهایی این چنین شگفت را ایجاب می کند. آمریکا ستیزان، آمریکا را بزرگترین خطر و مشکل برای «دنیا» می دانند و درست برای حل این مشکل است که اتحادهایی این چنین در «ظاهر غریب »و در «باطن قریب»، شکل می گیرد و توجیه می شود. تاریخ معاصر ما نیز از این ائتلافها کم در خاطر ندارد، ائتلاف حزب توده و فداییان اکثریت با جمهوری اسلامی نیز در بستر همین آمریکا ستیزی چپگرایانه شکل گرفت و توجیه شد. از نظر نورالدین کیانوری و دیگر رهبران حزب توده، مبارزه ی آیت الله خمینی یک مبارزه ی اصیل ضد امپریالیستی بود، کیانوری به رغم تحمل سالهای زندان در جمهوری اسلامی تا اواخر عمر نیز بر این نظر پا بر جا ماند و به تلویح و حتی گاه به تصریح از آن ائتلاف دفاع کرد(2)ائتلافی که ثمره ی آن حذف نیروهای لیبرال تر و غربگرا تر انقلاب نظیر شخص مهندس بازرگان و همفکران او بود.اشکال کار آمریکا ستیزان جهان سومی درست در همین جا نمایان می شود: آنها برای ستیز با آمریکا و ضربه زدن به آن هر کاری می کنند. برای آنها هدف عمده ضربه زدن به امپریالیسم آمریکاست وسیله اش زیاد مهم نیست. &lt;BR&gt;اعلام علاقه ی قلبی دیه گو مارادونا ستاره ی محبوب فوتبال آرژانتین و آمریکای لاتین به محمود احمدی نژاد و ابراز تمایل برای ملاقات با رییس جمهور ی اسلامی در همین چارچوب قابل تفسیر است. مارادونا گفته است که بعد از دیدار با چاوز و کاسترو(که هر دو دوستان صمیمی مارادونا هستند) آرزویی جز ملاقات احمدی نژاد ندارد. این قضیه پس از توجه به این نکته جالبتر می شود که بدانیم محمود احمدی نژاد همان کسی است که هولوکاست را افسانه خوانده، جامعه ی بین الملل را با چالشهای جدی مواجه کرده و در داخل ایران فشارهای اقتصادی و سیاسی بر مردم را به شدت افزایش داده. او کسی است که از سوی نهادهای حقوق بشری متهم به نقض تمام و کمال حقوق بشر است درست مثل کاسترو و چاوز. این اما اقتضائات آمریکا ستیزی است که چشم امثال مارادونا را بر این نکته می بندد. مارادونا، احمدی نژاد را بر هیلاری کلینتون ارجح می داند و فیدل کاسترو را به توماس جفرسون ترجیح می دهد، او مسلما ترجیح می دهد در کنار چه گوارا به خاک سپرده شود، نه آبراهام لینکلن یا مارتین لوترکینگ، زیرا که برای او و امثال او هر آنچه نشانی از آمریکا داشته باشد مورد تنفر است(3)مارادونا یکبار گفته بود که سیاستمداران آمریکایی از هر جناحی که باشند «همه یک مشت آشغالند» . مسلما در این صورت احمدی نژاد و کاسترو به قهرمان تبدیل می شوند. &lt;BR&gt;آمریکا ستیزی، پدیده ایست که باید به آن اندیشید. به ریشه ها، جنبه ها و عوارضش. مقصود این نوشتار تنها نگاهی مختصر به یکی از آسیبهای خطرناک آمریکا ستیزی جهان سومی بود؛ یعنی چشم بستن بر اعمال ضد حقوق بشری دیکتاتورها به خاطر ضدیتشان با آمریکا. باید به این سوال فکر کرد که این دشمنی ها با آمریکا تا چه حد منطقی است و تا چه حد خود زنی؟ &lt;BR&gt;پی نوشت: &lt;BR&gt;1- از آن جمله می توان به هانس جی مورگنتا اشاره کرد. &lt;BR&gt;2- در این مورد می توانید به « خاطرات نورالدین کیانوری» و همچنین«شورشیان آرمانخواه» کتاب ارزشمند مازیار بهروز در مورد تاریخ جنبش چپ ایران رجوع کنید. &lt;BR&gt;3- مارادونا زمانی علاقه ی بسیاری به نلسون ماندلا نشان می داد، ولی هر چه ماندلا و حزب کنگره ی ملی آفریقا به آمریکا نزدیکتر شدند، مارادونا از آنها دور تر شد!&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 12 Jan 2008 12:12:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=gahneveshtha&amp;postid=100</comments>
<dc:creator>gahneveshtha</dc:creator>
<guid>http://gahneveshtha.blogfa.com/post-100.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>برای احمد باطبی، حسام فیروزی،بهزاد مهرانی، سعید حبیبی،مهدی گرایلو، حشمت طبرزدی و همه ی دل گرفتگان</title>
<link>http://gahneveshtha.blogfa.com/post-99.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=7&gt;&lt;STRONG&gt;                       &lt;FONT color=#ff0000&gt;مرد و نامرد&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;&quot;&gt;۱- &lt;A href=&quot;http://www.roozonline.com/archives/2008/01/post_5587.php&quot; target=_blank&gt;عکسهای&lt;/A&gt; احمد باطبی از دیشب سرد و یخ زده ی  تهران در &quot;سایت روز&quot; مرا به جاهای دوری برد، به روزهای آن پیراهن خونین، به آن چهره ی معصوم مسیح وار که پیراهن خونین ، به نشانه ی مظلومیت نسلی که سوخت ومی سوزد(اما با ستم نمی سازد)، در آسمان برافراشت. چقدر دلم گرفت وقتی &lt;A href=&quot;http://ahmadbatebi.ir/?p=31&quot; target=_blank&gt;مصاحبه ی استادانه ی&lt;/A&gt; &lt;B&gt;نوشابه امیری&lt;/B&gt; با &lt;A href=&quot;http://ahmadbatebi.ir/&quot; target=_blank&gt;احمد باطبی &lt;/A&gt;را خواندم، مثل &lt;A href=&quot;http://www.behzadmehrani.blogfa.com/&quot; target=_blank&gt;بهزاد مهرانی &lt;/A&gt;که &lt;A href=&quot;http://www.behzadmehrani.blogfa.com/post-182.aspx&quot; target=_blank&gt;دلش گرفته بود&lt;/A&gt;. مثل همه مان که این روزها دلمان گرفته در این هوای سرد و یخ زده، مثل پروانه ی وحید منش که دلنگران &lt;B&gt;سعید حبیبی&lt;/B&gt; است و مثل من که دلنگرانم برای &lt;STRONG&gt;سهراب کریمی&lt;/STRONG&gt;،&lt;B&gt;مهدی گرایلو&lt;/B&gt;، &lt;B&gt;برای بهروز کریمی زاده&lt;/B&gt;،برای &lt;STRONG&gt;فرشاد دوستی پور&lt;/STRONG&gt;،برای &lt;STRONG&gt;جواد علیزاده&lt;/STRONG&gt;، برای &lt;B&gt;نسیم سلطان بیگی&lt;/B&gt;، برای &lt;B&gt;روزبهان امیری&lt;/B&gt;، برای &lt;B&gt;انوشه آزادفر&lt;/B&gt;، برای &lt;B&gt;امیر حسین مهرزاد&lt;/B&gt; برای &lt;B&gt;علی کلایی &lt;/B&gt;و برای و برای...&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;&quot;&gt;&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;&quot;&gt;عکسهای شب سرد و یخ زده ی تهران، خیال مرا پرواز داد به تمام آن روزهای سختی که &lt;B&gt;حشمت طبرزدی&lt;/B&gt; از سر گذرانده و می گذراند، عکسهای احمد باطبی توسن خیال را تا روزهای مضطرب خانواده ی حسام فیروزی برد که لابد حالا هر لحظه بازداشت &quot;دکتر&quot; را انتظار می کشند. و مگر چه کرده بود حسام فیروزی؟ چه بیهوده پرسشی&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;چرا&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;&quot;&gt; که :&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;&quot;&gt;در اين‌جا چار زندان است&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;&quot;&gt;&lt;BR&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;&quot;&gt;به هر زندان دوچندان نقب، در هر نقب چندين حجره، در هر&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;&quot;&gt;حجره&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;&quot;&gt;&lt;BR&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;&quot;&gt;چندين مرد در زنجير...&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;&quot;&gt;این روزها اما شاید &lt;B&gt;حسام فیروزی&lt;/B&gt; اینگونه با خود زمزمه می کند:&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 10pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 16pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right; mso-margin-top-alt: auto; mso-margin-bottom-alt: auto&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; COLOR: black; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-fareast-font-family: &apos;Times New Roman&apos;&quot;&gt;در اين زنجيريان هستند مرداني که مُردار ِ زنان را دوست مي‌دارند&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; COLOR: black; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-fareast-font-family: &apos;Times New Roman&apos;&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;.&lt;BR&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; COLOR: black; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-fareast-font-family: &apos;Times New Roman&apos;&quot;&gt;در اين&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; COLOR: black; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-fareast-font-family: &apos;Times New Roman&apos;&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; COLOR: black; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-fareast-font-family: &apos;Times New Roman&apos;&quot;&gt;زنجيريان هستند مرداني که در روياي ِشان هر شب زني در&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; COLOR: black; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-fareast-font-family: &apos;Times New Roman&apos;&quot;&gt;&lt;BR&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; COLOR: black; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-fareast-font-family: &apos;Times New Roman&apos;&quot;&gt;وحشت ِ مرگ از جگر&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; COLOR: black; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-fareast-font-family: &apos;Times New Roman&apos;&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; COLOR: black; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-fareast-font-family: &apos;Times New Roman&apos;&quot;&gt;برمي‌کشد فرياد&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; COLOR: black; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-fareast-font-family: &apos;Times New Roman&apos;&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 10pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 16pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right; mso-margin-top-alt: auto; mso-margin-bottom-alt: auto&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; COLOR: black; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-fareast-font-family: &apos;Times New Roman&apos;&quot;&gt;من اما، در زنان چيزي نمي‌يابم ــ گر آن هم‌زاد را روزي نيابم ناگهان،&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; COLOR: black; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-fareast-font-family: &apos;Times New Roman&apos;&quot;&gt;&lt;BR&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; COLOR: black; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-fareast-font-family: &apos;Times New Roman&apos;&quot;&gt;خاموش&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; COLOR: black; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-fareast-font-family: &apos;Times New Roman&apos;&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; COLOR: black; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-fareast-font-family: &apos;Times New Roman&apos;&quot;&gt;ــ&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; COLOR: black; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-fareast-font-family: &apos;Times New Roman&apos;&quot;&gt;&lt;BR&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; COLOR: black; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-fareast-font-family: &apos;Times New Roman&apos;&quot;&gt;من اما، در دل ِ کهسار ِ روياهاي ِ خود، جز انعکاس ِ سرد ِ آهنگ ِ صبور&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; COLOR: black; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-fareast-font-family: &apos;Times New Roman&apos;&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; COLOR: black; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-fareast-font-family: &apos;Times New Roman&apos;&quot;&gt;ِ&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; COLOR: black; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-fareast-font-family: &apos;Times New Roman&apos;&quot;&gt;&lt;BR&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; COLOR: black; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-fareast-font-family: &apos;Times New Roman&apos;&quot;&gt;اين علف‌هاي ِ بياباني که مي‌رويند و مي‌پوسند و مي‌خشکند و&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; COLOR: black; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-fareast-font-family: &apos;Times New Roman&apos;&quot;&gt;&lt;BR&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; COLOR: black; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-fareast-font-family: &apos;Times New Roman&apos;&quot;&gt;مي‌ريزند، با&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; COLOR: black; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-fareast-font-family: &apos;Times New Roman&apos;&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; COLOR: black; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-fareast-font-family: &apos;Times New Roman&apos;&quot;&gt;چيزي ندارم گوش&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; COLOR: black; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-fareast-font-family: &apos;Times New Roman&apos;&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;.&lt;BR&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; COLOR: black; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-fareast-font-family: &apos;Times New Roman&apos;&quot;&gt;مرا گر خود نبود اين بند، شايد بامدادي، هم‌چو يادي دور و&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; COLOR: black; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-fareast-font-family: &apos;Times New Roman&apos;&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; COLOR: black; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-fareast-font-family: &apos;Times New Roman&apos;&quot;&gt;لغزان،&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; COLOR: black; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-fareast-font-family: &apos;Times New Roman&apos;&quot;&gt;&lt;BR&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; COLOR: black; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-fareast-font-family: &apos;Times New Roman&apos;&quot;&gt;مي‌گذشتم از تراز ِ خاک ِ سرد ِ پست&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; COLOR: black; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-fareast-font-family: &apos;Times New Roman&apos;&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;...&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 10pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 16pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right; mso-margin-top-alt: auto; mso-margin-bottom-alt: auto&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; COLOR: black; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-fareast-font-family: &apos;Times New Roman&apos;&quot;&gt;جُرم اين است&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; COLOR: black; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-fareast-font-family: &apos;Times New Roman&apos;&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;!&lt;BR&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; COLOR: black; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-fareast-font-family: &apos;Times New Roman&apos;&quot;&gt;جُرم اين است&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; COLOR: black; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-fareast-font-family: &apos;Times New Roman&apos;&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;!&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; COLOR: black; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-fareast-font-family: &apos;Times New Roman&apos;&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 10pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 16pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; mso-margin-top-alt: auto; mso-margin-bottom-alt: auto&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; COLOR: black; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-fareast-font-family: &apos;Times New Roman&apos;&quot;&gt;2- &lt;B&gt;مسعود بهنود&lt;/B&gt; امروز&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;A href=&quot;http://www.roozonline.com/archives/2008/01/post_5580.php&quot; target=_blank&gt;مطلب مفصلی نوشته بود &lt;/A&gt;&lt;/SPAN&gt;در مورد همان یادداشت معروف احمد رشیدی مطلق، یاد آورمان شده بود که سی سال گذشته است از آن روز، جمله ای از مطلب استاد ، بیش از دیگر جملات به دلم نشست: &quot;&lt;/SPAN&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;&quot;&gt;گذشت سی سال از آن ‏روز، یادآور حرکت جامعه ایران از یک حکومت مدرن و هوادار غرب به حکومتی سنت گرا و غرب ‏ستیزست&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;&quot;&gt;&quot; &lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 10pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 16pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; mso-margin-top-alt: auto; mso-margin-bottom-alt: auto&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;&quot;&gt;حالا آیا وقت آن نرسیده که جامعه ی ایران دستاوردهای این حرکت را به قضاوت نشیند؟&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 10pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 16pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; mso-margin-top-alt: auto; mso-margin-bottom-alt: auto&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;&quot;&gt;3- چهل سال گذشت از رفتن &lt;B&gt;تختی&lt;/B&gt;.خودکشی بود یا قتل؟ خود رفت یا به حکم طبیعت؟ چه فرقی می کند، وقتی حکایت همان حکایت است: مرد و نامرد. چه پسندیدم ملاک عباس عبدی را برای تقسیم بندی نیروهای سیاسی: &lt;STRONG&gt;مرد و نامرد&lt;/STRONG&gt;.&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;                                                                                                        &lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;&quot;&gt;به نظرم تختی حتی اگر خودکشی هم کرده باشد، نه تنها چیزی از بزرگیش کم نمی شود که بر عظمتش افزوده نیز خواهد شد، پس چه جای اصرار در رفع این اتهام از جهان پهلوان؟ که او اگر تاب نا مردی و نامردمی نیاورده باشد و خود به پیشواز رفتن رفته باشد شکوه او کاستی نخواهد گرفت هم از آنگونه که شکوه جاودانه ی صادق هدایت کاستی نگرفت.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 10pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 16pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; mso-margin-top-alt: auto; mso-margin-bottom-alt: auto&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;          عنان تا در کف نا مردمان است                    ستم بر مرد خواهد کرد،نامرد&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 10pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 16pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; mso-margin-top-alt: auto; mso-margin-bottom-alt: auto&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;&quot;&gt;&lt;A href=&quot;http://www.bbc.co.uk/persian/iran/story/2008/01/080107_shr-mb-takhti.shtml&quot; target=_blank&gt;گزارش جالبی دارد BBC&lt;/A&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt; در چهلمین سالگرد رفتن جهان پهلوان، در بخشی از آن نوشته است:&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=storytext dir=rtl style=&quot;MARGIN: auto 0cm; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;«میزان محبوبیت تختی را شاید بتوان از آن جا نشانه زد که با انتشار خبر مرگ او هفت تن در شهرهای مختلف کشور خود را کشتند که از همه فجیع تر قصابی در کرمانشاه بود که خود را به قناره انداخت و یادداشت بزرگی بر شیشه مغازه اش گذاشت که &quot;جهان بی جهان پهلوان ماندنی نیست.&quot; »&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 10pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 16pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; mso-margin-top-alt: auto; mso-margin-bottom-alt: auto&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;&quot;&gt;4-&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; COLOR: black; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-fareast-font-family: &apos;Times New Roman&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;گر بدين سان زيست بايد پست &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; COLOR: black; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-fareast-font-family: &apos;Times New Roman&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;BACKGROUND: white; MARGIN: 0cm 3.75pt 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; COLOR: black; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-fareast-font-family: &apos;Times New Roman&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;من چه بي شرمم اگر فانوس عمرم را به رسوايي نياويزم&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;BACKGROUND: white; MARGIN: 0cm 3.75pt 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; COLOR: black; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-fareast-font-family: &apos;Times New Roman&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;از بلند كاج كوچه ي بن بست&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;BACKGROUND: white; MARGIN: 0cm 3.75pt 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; COLOR: black; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-fareast-font-family: &apos;Times New Roman&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;گر بدين سان زيست بايد پاك&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;BACKGROUND: white; MARGIN: 0cm 3.75pt 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; COLOR: black; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-fareast-font-family: &apos;Times New Roman&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;من چه ناپاكم اگر ننشانم از ايمان خود چون كوه&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;BACKGROUND: white; MARGIN: 0cm 3.75pt 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; COLOR: black; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-fareast-font-family: &apos;Times New Roman&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;يادگاري جاودانه برتر از بي بقاي خاک(احمد شاملو)&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;BACKGROUND: white; MARGIN: 0cm 3.75pt 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; COLOR: black; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-fareast-font-family: &apos;Times New Roman&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;BACKGROUND: white; MARGIN: 0cm 3.75pt 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; COLOR: black; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-fareast-font-family: &apos;Times New Roman&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=4&gt;پی نوشت:&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;BACKGROUND: white; MARGIN: 0cm 3.75pt 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; COLOR: black; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-fareast-font-family: &apos;Times New Roman&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;*اگر برخی از لینکها فیلتر است، دعایش را به جان جمهوری اسلامی بکنید!&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;BACKGROUND: white; MARGIN: 0cm 3.75pt 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; COLOR: black; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-fareast-font-family: &apos;Times New Roman&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;**لطفا فیمینیستهای عزیز به عنوان مقاله گیر ندهند هیچ منظور تبعیض آمیزی در پس این عنوان نیست.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;BACKGROUND: white; MARGIN: 0cm 3.75pt 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; COLOR: black; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-fareast-font-family: &apos;Times New Roman&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;***علی عزیزی آزاد شد، تبریک به همه، از آزادی احسان و مجید و احمد هنوز خبری نیست.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 10pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 16pt; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right; mso-margin-top-alt: auto; mso-margin-bottom-alt: auto&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;A href=&quot;http://nejatbahrami.blogfa.com/post-45.aspx&quot; target=_blank&gt;این&lt;/A&gt; مطلب بسیار جالب از دوست فاضل و گرامی، نجات بهرامی را حتما بخوانید  **** &lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 08 Jan 2008 09:21:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=gahneveshtha&amp;postid=99</comments>
<dc:creator>gahneveshtha</dc:creator>
<guid>http://gahneveshtha.blogfa.com/post-99.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>در مورد اظهارات اخیر رییس حراست دانشگاه علامه</title>
<link>http://gahneveshtha.blogfa.com/post-98.aspx</link>
<description>&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 11pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=6&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 11pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#ff0000 size=6&gt;&lt;STRONG&gt;  حکایت نامه به جرج بوش و تقاضای پناهندگی!&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 11pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 11pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;۱-فضای «سیاست» در ایران، سخت مسموم و آلوده است. توسل به کثیف ترین حربه ها برای حذف رقبا و مخالفین، بخشی از سنت سیاست، در این کشور است. در چنین فضایی است که چه در رقابتهای بعضا پوچ و بی معنی طیفهای مختلف اپوزیسیون، چه در جنگ قدرت جناحهای پوزیسیون و چه در مواجهه ی حکومت با منتقدین و مخالفین، عنصر اخلاق و جوانمردی در رویاروییهای سیاسی کاملا مغفول و غایب می شود.&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 11pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;دشمنی هم برای خودش آدابی دارد  ، نه فقط در عصر مدرن که حتی پیش از آن نیز در جنگها، دو لشکر متخاصم ،خود را نسبت به رعایت برخی اصول متعهد می دیدند، امروزه نیز &quot;حقوق جنگ&quot; در قالب کنوانسیونهای بین المللی، حتی دو سوی سخت ترین مخاصمه های نظامی را ملزم به رعایت برخی اصول می کند . تا آنجا که زیر پا گذاشتن این اصول به وسیله ی دولتها و افراد، جنایت علیه بشریت محسوب شده و توسط دادگاههای بین المللی سخت کیفر می شود. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 11pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;حال که حتی در مخاصمه های ی نظامی دولتها موظف به رعایت «اصول و اخلاق» هستند، چگونه است که در منازعه های سیاسی،در درون کشورها، عده ای به رعایت حداقلی از &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;اخلاق و اصول راضی نمی شوند؟! نطفه ی جنایت درست در همین جا بسته می شود. کسی که امروز در مقابله با رقیب سیاسی به هر وسیله ای متوسل می شود و به راحتی سنگین ترین اتهامات و سخیف ترین توهینها و بزرگترین دروغها را علیه او به کار می بندد، فردا می تواند به جنایتکاری بزرگ تبدیل شود. چند روز پیش فیلم مستندی می دیدم از زندگی آدولف هیتلر، کارگردان، با زیرکی، بخشی از فیلم را به معرفی همراهان آدولف هیتلر اختصاص داده بود، انسانهایی که سابقه شان نشان داده بود می توانند به جنایتکاران حرفه ای تبدیل شوند و چون فرصت به کف آمد، تمام استعداد &quot;بالقوه&quot; ی جنایتکاریشان، &quot;بالفعل&quot; شد. پایان کار جنایتکارها اما همیشه «نابودی» است. در همین چند ساله سرنوشت سعید امامی می تواند برای همه عبرت آموز باشد. مخصوصا برای رییس حراست دانشگاه ما که مسلما سعید امامی را الگوی عمل و اسوه ی اخلاق خویش قرار داده است. &lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 11pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 11pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;2- &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;رییس حراست دانشگاه علامه به لحاظ عدم رعایت اصول اخلاقی و عدم پایبندی به آیین جوانمردی، یکی از فرومایه ترین افرادی است که در طول عمر نه چندان طولانیم با او مواجه شده ام.( امیدوارم هیچگاه در زندگیم با انسانی رذل تر از او مواجه نشوم!) این فرد برای مقابله با چند فعال دانشجویی که حداکثر جرمشان برگزاری چند تجمع مسالمت آمیز دانشجویی بوده است، آنچنان جد و جهد بلیغی در زیر پا گذاشتن قانون و اخلاق از خود نشان می دهد که دامان انسانیت و شرافت را سخت لکه دار و آلوده کرده است.او &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;به راحتی تهمت می زند،دروغ می گوید و توهین می کند. به راستی او که در جایگاه ریاست حراست چنین می کند، فردا در مقامی بالاتر چه افعالی از خویش صادر خواهد کرد؟! باید متاسف بود برای سیستمی که با داعیه ی اخلاق و هدایت، چنین فردی را به چنین مقامی می گمارد. گاهی انسان تعجب می کند که چگونه برخی برای کمی پول، چوب حراج بر شرافت خویش میزنند؟ &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 11pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;حالا فرض کنید این آقا با این خصوصیات مشعشع اخلاقی، تصمیم گیر اصلی و حاکم مطلق العنان بزرگترین مرکز آموزش علوم انسانی در خاورمیانه است! &lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 11pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 11pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;3- روز سه شنبه چندتن از فعالین دانشجویی دانشگاه علامه - که همه انسانهایی شریف و از دوستان نزدیک من هستند- با این آقای رییس حراست ملاقاتی داشته اند. &quot;این آقای رییس حراست&quot; پیغام می دهد که برای اخراج من از دانشگاه تا آخر ایستاده است{آفرین چه شجاعتی!} و &quot;&lt;STRONG&gt;به هر قیمتی&lt;/STRONG&gt; از ادامه ی تحصیل رشید اسماعیلی و سعید فیض الله جلوگیری&quot; می کند! بعد هم برای اینکه شجاعت بیش از اندازه ی خویش را به رخ بکشد به دوستان می گوید بروید این را هر جا می خواهید بگویید! &lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 11pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;این حد از وقاحت این آقا در اصرار به نقض قوانین کشور،با توجه به شناخت قبلی البته برایم عجیب نیست، بلکه نکته ی عجیب در این میان حد &quot;کودن&quot; بودن این آقاست که بعد از چند ماه هنوز متوجه نشده است که من هیچ ترسی از اخراج ندارم!&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 11pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt; من حقوق بشر می خوانم، برای اینکه از حقوق بشر دفاع کنم، بارها گفته ام و باز هم می گویم که حکم اخراجی که به تاوان دفاع از حقوق بشر&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;به دستم برسد، برای من از هزار مدرک فوق لیسانس عزیز تر، شریف تر و با ارزش تر است. تنها نتیجه ی پافشاری این آقا در صدور حکم اخراج ، پافشاری بیشتر من بر دفاع از حقوق بشر است ، که البته معتقدم این نتیجه ای مثبت و مبارک خواهد بود! اگر راه دانشگاه را به روی من بسته اند و اگر مشتی مزدور و دسته ای اراذل را مامور می کنند که دانشجو را در خانه اش یعنی دانشگاه، کتک بزنند، باز هم راه علم آموزی گشوده است. چرا که در هر جای این سرزمین، حتی در زندان هم مسیر اندیشه و مطالعه بسته نیست. پس مرا که شوق آموختن است، از اخراج هراسی نیست .(این مسئله را خیلی وقت است که برای خودم حل کرده ام) دانشگاه خانه ی من است، من اگر امروز سرافرازانه از آن اخراج شوم در فرداهای نه چندان دور، سرفرازانه به آن باز خواهم گشت.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 11pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 11pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;4- اما نکته ی جالب در گوهر افشانیهای آقای رییس حراست، بیان این راز غریب است که &quot;رشید اسماعیلی نامه ای به جورج بوش نوشته و از او تقاضای حمایت و پناهندگی کرده، و نامه را به سفیر سوییس تحویل داده&quot;{!!} سرهم کردن چنین مهملاتی نه فقط نشانه ی رذالت و دروغگویی ،که دلیلی روشن بر کم هوشی و بی سوادی است. نامه به جورج بوش برای پناهندگی؟! این آقا اگر کمی، فقط کمی شعور و سواد داشت لااقل دروغ خود را با ظاهری معقول تر تحویل می داد که حداقل تا حدودی قابل باور باشد! مثلا می گفت &quot;رشید اسماعیلی می خواهد از آمریکا پناهندگی بگیرد&quot;! دیگر چرا دروغ را اینقدر مسخره و شاخدار می کنید که حتی نوجوانی 14 ساله هم از شنیدن آن خنده اش بگیرد؟!&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 11pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 11pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;5- این دروغ احتیاجی به تکذیب ندارد. به دو دلیل: اول) شخصیت حقیر گوینده ی دروغ . دوم) ناشیانه بودن این دروغ! &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 11pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;با این حال خدمت این آقا و سایر آقایان باید عرض کنم بنده هیچ برنامه ای برای خروج از ایران(و پناهندگی) ندارم. من در چنین شرایطی ترجیح می دهم اینجا و در کنار دوستان شریف و آزادیخواهم در دانشگاه علامه و دیگر جاها &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;باشم. دوستانی که همراهی با آنها و دوستی با آنها بزرگترین افتخار زندگیم است. ما اینجا می مانیم چرا که این خانه از آن ماست. اگر کسی قرار باشد از ایران برود &quot;این آقا&quot; و &quot;اربابانش&quot; خواهند بود. ما در این خانه می مانیم و آن را می سازیم. شما میهن ما را ویران کرده اید، ما اما دوباره آن را خواهیم ساخت.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 11pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 11pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;6- راه آزادی دشوار و پر هزینه است. من تا کنون هزینه ای در این راه نداده ام. اما مانند بسیاری از مردان و زنان شجاع و با شرفی که طی این مدت شناخته ام و با آنها آشنا شده ام، برای پرداخت هزینه آماده ام. بی هیچ بیم و هراسی. بدون ذره ای تزلزل(این را هم خیلی وقت است که برای خودم حل کرده ام)&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 11pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 11pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;7- این آقای رییس حراست، ظاهرا به قدرت زیاد خودش بسیار مغرور است. پس اولا :&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 11pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;قدرت سر نیزه گر بودی در عالم پایدار&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;         &lt;/SPAN&gt;تاکنون بر جای ماندی حشمت چنگیزیان&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 11pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;ثانیا: پیل فنا که شاه بقا مات حکم اوست&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;       &lt;/SPAN&gt;هم بر پیادگان شما نیز بگذرد&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 11pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;خلاصه اینکه:... این عو عوی سگان شما نیز بگذرد. و آن روز روز عدالت خواهد بود. عدالتی که از آن گریزی نخواهید داشت.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 11pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 11pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;8-شاید این آقای رییس حراست قدرت زیادی داشته باشد. او احتمالا بابت کارهایی که می کند پول خوبی هم می گیرد ( چند برابر حقوقی که یک عضو ارشد هیئت علمی دانشگاه می گیرد) با این حال من و امثال من از او خوشبخت تریم، چرا که ما در میان مردم حرمت و احترام داریم، ما شبها با وجدان آسوده می خوابیم و...&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 11pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;اما این آقا حتی برای فرزندانش نمی تواند توضیح دهد که شغلش چیست ،چون آنها از اینکه چنین پدر بی وجدانی دارند سرافکنده خواهند شد. آری ما احترام داریم و به واسطه ی هزینه هایی که می پردازیم و مبارزاتی که می کنیم ،مردم با ما همدلی می کنند و ما(فعالین دانشجویی و کوشندگان حقوق بشر) را دوست دارند. من هر جا حکایت خود و دیگر دوستانم را در دانشگاه علامه تعریف کردم تنها موج احترام و سیل دعای خیر مردمان بود که سویم روانه شد و &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;در عوض سیل نفرت و تیر نفرین بود که سوی عاملین و آمرین نقض حقوق دانشجویان جاری شد. آری من و دوستان محروم از تحصیلم چیزی به دست آورده ایم که تا همیشه امثال این آقای رییس حراست از آن محروم خواهند بود و با همه ی قدرت ظاهریشان از شدت ضعف و حسد نسبت به این داشته&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;ی بزرگ، به ننگین ترین،کثیف ترین و غیر اخلاقی ترین حربه ها برای حذف ما متوسل می شوند. آینده برای من و امثال من کاملا روشن و باز است، ولی اگر جای این آقای رییس حراست بودم - با این همه کارهای کثیف و با این کارنامه ی ننگین و خجالت بار- &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;حتما بر آینده ی خویش در دنیا و آخرت بیمناک می شدم. خدا را شکر که جای او نیستم.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 11pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 11pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;باری؛همین حسادت پنهان و رذیلانه است که دشمنی ای اینچنین آشکار و حقیرانه را موجب شده . آقای رییس حراست! اگر اخراج من دوایی است برای عقده های بی شمارت و مرهمی است بر کینه های کور و بیمار گونه ات پس درنگ مکن!فقط خوشحالم که من رشید اسماعیلی ام و &quot;تو&quot; یا &quot;به جای تو&quot; &lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 12pt; FONT-FAMILY: &apos;Times New Roman&apos;; mso-bidi-language: FA; mso-fareast-font-family: &apos;Times New Roman&apos;; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;نیستم.&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 11pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/P&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 11pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;پی نوشت:&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 11pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;اعتصاب غذای شجاعانه ی دانشجویان دانشگاه اصفهان سرافرازنه خاتمه یافت. به شرفشان و به هشیاری شان &lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot; size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;درود.&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;</description>
<pubDate>Wed, 02 Jan 2008 23:01:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=gahneveshtha&amp;postid=98</comments>
<dc:creator>gahneveshtha</dc:creator>
<guid>http://gahneveshtha.blogfa.com/post-98.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>وقتی کارد به استخوان می رسد</title>
<link>http://gahneveshtha.blogfa.com/post-97.aspx</link>
<description>&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 10pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-tab-count: 1&quot;&gt;                &lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#ff0000 size=7&gt;&lt;STRONG&gt;وای بر ما، وای بر شما&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MAR