تبليغاتX
دست نوشته های یک لیبرال دمکرات(فیلتر شد)

لیبرالیسم انتقادی راهی به سوی رهایی

همبسته با دانشجويان مازندران

طرف ما شب نيست/چخماقها كنار فتيله بي طاقتند/خشم كوچه در دست توست بر لبان تو شعر روشن صيقل مي خورد/من ترا دوست ميدارم/    وشب ازظلمت خود وحشت مي كند...

بیا نیه ی اعتراضی دانشجویان لیبرال به سرکوب اعتراضات دانشجویی در مازندران / که مازندران شهر ما یاد باد...  / دفتر تحكيم وحدت بازداشت دانشجويان دانشگاه مازندران را محکوم کرد 

*بهاره هدايت عضو شوراي مركزي دفتر تحكيم و حامد ايرانشاهي عضو پيشين اين شورا به دادگاه احضار شدند-

*دبير انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه بابلسر بازداشت شد.

۵ تن از دانشجويان مازندراني همچنان در بازداشتند...

جهت مطالعه ی مصاحبه ی سایت روز با محمد هاشمی دبیر تشکیلات تحکیم و مشاهده خلاصه ای کوتاه از بیانیه های صادر شده از سوی انجمنهای دانشگاههای مختلف ادامه ی مطلب را کلیک کنید:  


ادامه مطلب
|+| نوشته شده در  چهارشنبه 1386/01/29 ساعت   توسط رشید اسماعیلی  | 

بیا نیه ی اعتراضی دانشجویان لیبرال به سرکوب اعتراضات دانشجویی در مازندران

با خبر شدیم که در پی اعتراضات دانشجویی روی داده در دانشگاه مازندران ۱۵ تن از دانشجویان این دانشگاه بر خلاف موازین حقوق بشر و نص قوانین جاری توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده اند.

ما دانشجویان لیبرال دانشگاههای تهران ضمن اعتراض به نقض حقوق شهروندی دانشجویان نام برده خواستار آزادی هر چه سریع تر آنها هستیم.

اقتدارگرایان اینک برای سرکوب دانشگاه شمشیر را از رو بسته اند ما به آنان نسبت به عواقب اعمال خشن و سرکوبگرانه شان هشدار می دهیم. گویا تسامح و تساهل طیف نظامی-امنیتی حاکم تنها شامل حال سربازان انگلیسی می شود و دانشجویان و زنان و کارگران و دیگر شهروندان از عطوفت اقتدارگرایان بی نصیبند.

ما در شرایط کنونی همه ی فعالین دانشجویی را به بیداری و هوشیاری در برابر تحرکات سرکوبگرانه ی اقتدارگرایان دعوت می کنیم. 

|+| نوشته شده در  سه شنبه 1386/01/28 ساعت   توسط رشید اسماعیلی 

دست کم 15 تن از دانشجویان دانشگاه مازندران شبانه به وسیله ی نیروهای امنیتی ربوده شدند
که مازندران شهر ما یاد باد...

امروز دانشجوی مازندرانم من، همه ی ما دانشجوی دانشگاه مازندرانیم ،تا آزاد شوید شما...

امروز  و برای آزادی  یاران در بندمان همه ی هویتها [لیبرال-غیر لیبرال/تحکیمی-غیر تحکیمی و...] در دانشگاه رنگ می بازد و در یک هویت استحاله می شود: هویت انسانی، هویت دفاع از حقوق سلب ناشدنی بشر فارغ هر مذهب و مرام و عقیده و نژاد... 

                                                    ***

نام بازداشت(ربوده) شدگان دانشگاه مازندران:

سعيد يعقوبي‌‏نژاد(دبير انجمن اسلامي دانشجويان)، عميد مشرف‌‏زاده(دبير سياسي انجمن اسلامي دانشجويان)، سيدمهدي شريف‌‏النسبي(دبير شوراي صنفي)، سيدضيا نبوي(عضو انجمن)، علي تقي‌‏پور(عضو انجمن)، عليرضا كلاراستاقي‌‏نژاد، جواد ميرشفيعي، هومن شريفي، رامين آجرلو، سياوش سليمي، علي كيايي و نجات‌‏الله افشار به علاوه ی بیژن صباغ که چند روز پیش ربوده شد.

                                   ***                                ***

چرا؟ این همه وحشی گری و سرکوب برای چیست؟ آیا جمهوری اسلامی پس تعظیمهای پی در پی رییس جمهورش در برابر ۱۵سرباز انگلیسی می خواهد عقده ی اقتدار را بر  ۱۵دانشجوی بی پناه بگشاید؟ بی شرمی «محسنی اژه ای» و «عالیجنابانش» را آیا پایانی هست؟ این است معنای اتحاد ملی،  ما در زندان و شما...                                   ***                                 *** 

یاران دبستانی مازندران!

ما را در کنار خود بدانید...

دفتر تحكيم وحدت بازداشت دانشجويان دانشگاه مازندران را محکوم کرد

نیروهای امنیتی 15دانشجوی دانشگاه مازندران را نیمه شب گذشته بازداشت کردند

اطلاعیه روابط عمومی دفتر تحکیم وحدت درباری حوادث دانشگاه مازندران

|+| نوشته شده در  دوشنبه 1386/01/27 ساعت   توسط رشید اسماعیلی  | 

دو نکته ی بی ربط : سخنرانی بابک احمدی و فرمایشات جدید حضرت امیر عباس فخر آور!
۱- بابك احمدي عزيز فردا(يكشنبه ۲۶ فروردین) در دانشكده ي حقوق دانشگاه تهران دفتر انجمن سخنراني مي كند(ساعت ۱۵) موضوع سخنراني احمدي نظريه ي انتقادي است.به اعتقاد من احمدي از روشنفكران طراز اول ماست كه بايد قدر او را دانست و سخن او را شنيد.

۲-  جناب امير عباس فخر آور باز هم مطالبي نگاشته است با نيت لجن مال كردن فعالين دانشجويي داخل كشور و خواستار آن شده كه امثال عباس عبدي،سعيد حجاريان و احمد زيد آبادي و موسوي خوئيني جواب وي را بدهند. من البته مطمئنم عزيزاني كه نامشان اينجا برده شد اينقدر بيكار نيستند كه جواب فردي مثل آقاي فخر آور را بدهند، تصميم داشتم - لابد به دليل بي كار بودن !- جهت جلوگيري از افسردگي ايشان پاسخي بنويسم، ديدم حوصله اش را ندارم! اصلا چه فايده اي دارد؟ وقتي كسي اينگونه كمر به فحاشي و لجن مال كردن ديگران بسته، پاسخ دادن به او چه فايده اي دارد؟ اصلا اين بحثها قرار است كدام مشكل را از ما حل كند؟ من كه عضو تحكيم نيستم دوستان هم كه بيل به كمرشان نخورده ! اگر لازم دانستند پاسخ مي دهند.گر چه اگر نظر مرا بخواهيد مي گويم پاسخ ندهيد. بگذاريد خوش باشد! ما نيز اينجا با دردها و زخمهايمان خوش خواهيم بود . فخرآور و آنچه مي نويسد و مي گويد تنها برداشتي كميك از تراژدي بي پايان انسانهايي است كه براي آنكه خود را بركشند ،مي خواهند ديگران را به هر قيمت و با توسل به هر وسيله فرو كشند. آنچه غم انگيز است اصل اين تراژدي است وگرنه حرفهاي فخر آور كه...

پاسخ پيمان عارف به مطلب اخير فخر آور /پاسخ پيمان عارف به نوشته ي پيشين فخر آور در مورد تحكيم

پاسخ رشيد اسماعيلي به نوشته ي پيشين امير عباس فخر آور/پرسشهاي آرمين سنايي از فخر آور

نوشته اي از پريا ماني در مورد اظهارات اخير فخر آور

آری راست گفت شاملوي بزرگ كه:

سخن من نه از درد ايشان بود/خود از دردی بود كه ايشانند

باری:

دير گاهيست كه دستي بد انديش /دروازه ي كوتاه خانه ي ما را نكوفته است/ به آنان بگو كه با ما/ نياز شنيدنشان نيست/ با آنان بگو كه با تو مر پرواي دوزخ ديدار ايشان نيست

|+| نوشته شده در  شنبه 1386/01/25 ساعت   توسط رشید اسماعیلی  | 

توهم پايان ليبراليسم در محور احمدی نژاد - كاسترو ، لنين پرستان و ژيژك دوستان!
ليبراليسم،پايان تاريخ

«سیستم لیبرالیسم در دنیا به پایان راه رسیده است و ما باید خود را برای تغییرو تحولات پیش رو در جهان آماده کنیم » 
از سخنان محمود احمدی نژاد دراکوادور


لیبرالیسم به عنوان پشتوانه فکری جنبش بورژوازی ، به عنوان چارچوب کلان اقتصاد مدرن، به عنوان مبنای مساعد دموکراسی و نظام مبتنی بر نمایندگی،به عنوان زمینه نظری فرهنگ حقوق بشرو... فراز و فرودهای تاریخی و نظری بسیاری داشته و مباحث مستوفایی را به خود اختصاص داده است. این مباحث،ماهیتا پایان ناپذیرند و تئوری و عمل لیبرالیسم همواره به انتقاد و ابتداع و تغییرات با دامنه محدود و ظرافت پردازی و تنظیم و تصحیح متقابل آمیخته و آغشته بوده است.از باب نمونه زمانی لیبرالیسم مهمترین انقلابهای عصر جدید را به وجود آورد اما پس از آن در تقابل با انقلابی گری قرار گرفت، زمانی لیبرالیسم به معنای ...

جهت مطالعه ي بقيه ي يادداشت ادامه ي مطلب را كليك كنيد:


ادامه مطلب
|+| نوشته شده در  سه شنبه 1386/01/21 ساعت   توسط رشید اسماعیلی  | 

تاریخ به ما چه می آموزد؟
لیبرالیسم یا مارکسیسم؟

 

"تاریخ، مهر خود را بر کائوتسکی ها، پوپر و طرفداران دموکراسی دینی زده است. "
"نشریه دانشجویی صدای فردا، دوره جدید شماره یک "


گویا مارکسیستهای ایرانی علاقه زیادی به تاریخ دارند. اما آیا تاریخ آنگونه که لنینیستهای وطنی ادعا می کنند، شاهدی است بر صحت پنداره های آنان؟ آیا تاریخ بر افکار پوپر، بر لیبرالیسم،بر اقتصاد آزاد و مالکیت خصوصی مهر بطلان زده است و در عوض لنین، استالین، مائو، کاسترو و مارکسیسم را بر منصب حقیقت نشانده است؟


1- تاریخ اگرچه دستاویز موثری برای ...

جهت مطالعه ی بقیه ی یادداشت ادامه ی مطلب را کلیک کنید:


ادامه مطلب
|+| نوشته شده در  پنجشنبه 1386/01/16 ساعت   توسط رشید اسماعیلی  | 

تاملاتی پیرامون بازداشت 15 نظامی بریتانیایی

تجمع جمعی از حقوق بگیران سپاه پاسدارن و بسیج در برابر سفارت بریتانیا

صدای گانگسترها یا صدای مردم ایران؟

۱- اظهار نظر در مورد بحران پیش آمده در اثر بازداشت ۱۵ ملوان و تفنگدار نیروی دریایی بریتانیا با تو جه به  ماهیت مسئله و شرایط ویژه ی کشور کاری دشوار است. از سویی ممکن است به نادیده گرفتن حیثیت و امنیت ملی متهم شوی(یا حتی خود فروختگی به اجنبی!) و از سوی دیگر با خودت می اندیشی که در این بلبشو یی که حرف خیلی بزرگتر از تو شنیده نمی شود حرف و تحلیل تو آن هم در یک وبلاگ بی نام و نشان چه فایده ای می تواند داشته باشد؟! به هر حال پس از کلنجار بسیار با خویشتن تصمیم به انتشار این یادداشت گرفتم .

۲-صورت مسئله این است که ...

جهت مطالعه ی بقیه ی یادداشت ادامه ی مطلب را کلیک کنید:


ادامه مطلب
|+| نوشته شده در  سه شنبه 1386/01/14 ساعت   توسط رشید اسماعیلی  | 

مبارز سوسیالیست ، فرهاد ، آتوسا ، رهگذر
 

گزارش یک مناظره ی وبلاگی،پیرامون مارکسیسم وجنبش کارگری

مطلبی که پیرامون جنبش کارگری و مسئله ی دموکراسی در ایران نوشتم با واکنشهای متفاوتی از سوی دوستان مواجه شد. در این میان دو دوست کمونیست(فرهاد و مبارز سوسیالیست،نویسنده ی وبلاگ پرچم سرخ) طی کامنتهای متعددی به نقد مطلب مذکور مبادرت کردند.انتقادات مطرح شده از سوی مبارز سوسیالیست و فرهاد را می توان در چند محور خلاصه کرد:

۱- من نوشته بودم که به اعتقاد مارکس انقلاب کارگری تنها در جامعه ای با حد بالای توسعه ی صنعتی قابلیت بروز دارد و لنین از این آموزه ی اصیل مارکس عدول کرد. دوستان کوشیده اند با توضیحات خود انتساب آموزه ی مذکور را به مارکس رد کنند.

۲- در مورد گزاره ی« دولت نفتی به مثابه مهمترین مانع دموکراسی در ابران» که من جدا به آن معتقدم نیز دوستان با من موافقتی نداشتند و احکامی را که من بر این گزاره بار کردم را جملگی مردود دانسته بودند.

۳- من سندیکالیسم و فعالیتهای رفرمیستی در چارچوب سرمایه داری را راهبردی پر فایده و کم هزینه برای جنبشهای کارگری در ایران و سایر نقاط دنیا می دانم ولی دوستان نجات کارگران را در انقلاب پرولتری و نابودی سرمایه داری جستجو می کنند.

۴- دوستان در باب نسبت بورژوازی و دموکراسی هم تشکیک کردند و با گزاره هایی نظیر «دموکراسی آنتی تز سرمایه داری موجود در ایران است»{مبارز سوسیالیست} اساسا هر گونه نقش بورژوازی در استقرار دموکراسی را رد کرده اند. تا آنجا که فرهاد معتقد است«شکست قدرت دولتی نه تنها هدف "ملی" و فرا روی همه ی طبقات اجتماعی نیست بلکه امری کاملا کارگری می باشد» دوستان همچنین مدعی وجود نقاط اشتراک بین منافع  بورژوازی لیبرال و جمهوری اسلامی مثلا در زمینه هایی مثل خصوصی سازی هستند.

ابتدا قصد داشتم به انتقادات مبارز سوسیالیست در یک پست پاسخ گویم اما با ورود فرهاد به بحث و با توجه به محورهای متنوع موضوع که پرداختن به همه ی آنها طی یک پست به غیر از طولانی شدن منجر به پراکندگی بحث هم خواهد شد ترجیح دادم در مورد هر یک از محورهای انتقادی مذکور -  خصوصا به دلیل اهمیتشان - یادداشت یا یادداشتهایی جداگانه بنویسم که هدف از آنها نیز صرفا پاسخگویی به این دوستان نباشد.یادداشتهای مذکور را به مرور و لا به لای مباحث دیگر تقدیم خواهم کرد

پیش از آن لازم دانستم جهت رعایت اخلاق گفتگو انتقادات دوستان را به طور یکجا در یک پست مستقل قرار دهم تا  دسترسی به آن برای دیگران آسان باشد.

همچنین طی بحثهای انجام شده مطالب جالب و مهمی بین فرهاد.آتوسا و "رهگذر" رد و بدل شد که اگر چه ارتباط مستقیم با بحث نداشتند اما اساسی و مبنایی بودند.آن مطالب را نیز می توانید در این پست مطالعه کنید.

ساماندهی و منظم کردن مطالب البته کمی دشوار بود. در هر صورت مطالب دوستان در سه بخش تقدیم می شود:

اول)انتقادات مبارز سوسیالیست به یادداشت جنبش کارگری و مسئله ی دموکراسی در ایران

دوم)انتقادات فرهاد به یادداشت مذکور

سوم)بحثهای فرهاد ، آتوسا و رهگذر پیرامون برخی مطالب مرتبط با مارکسیسم.

در نوشته های فرهاد عزیز مطالبی در مورد اتحاد جماهیر شوروی و تاریخ مارکسیسم وجود داشت که به موقع در  مورد ادعا های مطرح شده از سوی ایشان که البته فقط ادعاهای ایشان نیست مطالب مفصلی تقدیم خوانندگان خواهم کرد.

در پایان وظیفه ی خود می دانم از تمامی دوستانی که در این بحث شرکت کردند تشکر کنم. این مهم نیست که ما همدیگر را قانع می کنیم یا نه - لا اقل در این مرحله - مهم این است که ما این ظرفیت را در خود ایجاد کنیم که سخنان دیگران را بشنویم و سخن خود را بگوییم :بی فحش و خشونت.

                                                                  دوستدار همه تان : رشید اسماعیلی

نکته: اگر در متنهای دوستان احیانا غلطهای تایپی وجود دارد خوانندگان محترم به دیده ی اغماض بنگرند.دلیل این غلطهای تایپی سرعت دوستان و تنگی فضای کامنتدونی است. از دوستان عذر خواهی می کنم که فرصت تصحبح اغلاط تایپی را جز در یکی-دو مورد پیدا نکردم.من عین متن کامنتها را اینجا قرار دادم امید وارم خطایی صورت نگرفته باشد و مطلبی را فراموش نکرده باشم.

جهت مطالعه ی متن کامل مباحث ادامه ی مطلب را کلیک کنید:

 


ادامه مطلب
|+| نوشته شده در  پنجشنبه 1386/01/09 ساعت   توسط رشید اسماعیلی  | 

حاشیه ای انتقادی بر اعلام موجودیت «شورای همکاری تشکلها و فعالین کارگری»
جنبش کارگری و مسئله ی دموکراسی در ایران

ظهور و پيدايش طبقه كارگر به مفهوم امروزين آن ،‌ از نتايج انقلاب صنعتي يا به عبارت بهتر صنعتي شدن جوامع است و تنها با وجود يك زيرساخت صنعتي گسترده است كه موجوديت طبقه كارگر معنا مي يابد . از اين رو مبارزه طبقاتي(از نوع بورژوا - پرولتر) كه ماركس مدعی وجود آن ابود، تنها در جوامعي با ويژگي هاي صنعتي، قابليت بروز دارد . ناديده گرفتن اين آموزه ی اصيل ماركس شايد اولين و اساسي ترين انحراف لنين از بنياني بود كه ماركس بنا نهاد.

ايران نيز طي سالهاي پس از مشروطه...

جهت مطالعه ی بقیه ی یادداشت ادامه ی مطلب را کلیک کنید:


ادامه مطلب
|+| نوشته شده در  پنجشنبه 1386/01/02 ساعت   توسط رشید اسماعیلی  |