تبليغاتX
دست نوشته های یک لیبرال دمکرات(فیلتر شد)

لیبرالیسم انتقادی راهی به سوی رهایی

بیانیه 8 مارس
 
ستم بر زن موقوف!

مارس روز جهانی زن است. تعیین یک روز بعنوان روز زن ضروری شده است، زیرا نظام مردسالار و زن ستیز بر دنیا حاکم است. زنان از حقوق برابر محرومند، بمثابه شهروند درجه دوم شناخته میشوند و خشونت علیه زنان، بخاطر جنسیت شان یکی از خصلت های زشت و کریه جامعه مدرن است.

مبارزه برای برابری زن و مرد و علیه ستمکشی زن به قدمت نظام مردسالار است. این مبارزات بهبود ها و اصلاحات قابل توجه ای در بخشی از جهان به نفع زنان ایجاد کرده است. اما متاسفانه در بخش دیگر جهان زنان هنوز از نظر حقوقی در قرون وسطی زندگی میکنند. بویژه در کشورهایی که اسلام بر آن حکم میراند زنان حتی بعنوان شهروندان درجه دوم نیز برسمیت شناخته نمیشوند. در ایران زنان از بسیاری حقوق محرومند. بنا به قوانین، ارزشها، سنن و ایدئولوژی حاکم، زنان حکم برده و عبید مرد را دارند. خشونت و ستم علیه زنان بیداد میکند. محرومیت و محدودیت بر زندگی آنها حتی در عرصه های خصوصی، مانند عشق و ازدواج همچون زنجیرهایی محکم قرار داده شده است. حجاب اجباری و آپارتاید جنسی زنان را به اسارت درآورده است. قوانین قصاص و سنگسار جامعه را به عصر برده داری رجعت داده است.

اما این تنها خصوصیت جامعه ایران نیست. مقاومت عظیم، اجتماعی و گسترده یکی دیگر از خصوصیت های بارز جامعه است. جنبش آزادی زن جنبشی عظیم و اجتماعی است. موقعیت دوفاکتو و واقعی زنان از موقعیت رسمی و حقوقی آنها به مراتب بالاتر است. زنان حاضر نشده اند این بردگی و عبودیت را بپذیرند. بخصوص نسل جوان با قامتی استوار و سرسختی بی نظیر این محرومیت ها و محدودیت ها را به مصاف طلبیده است. اکثریت عظیم زنان خواهان برابری و آزادی اند. خواهان دستیابی به استقلال اقتصادی، آزادی انتخاب، چه انتخاب پوشش و چه انتخاب زندگی و سرنوشت خود هستند. زنان خود را موجوداتی برابر با مردان میدانند و حاضر نیستند این موقعیت فرودست را تحمل کنند. از همین رو است که ما شاهد یک تنش دائمی، بعضا پنهان و بعضا آشکار و فزاینده میان نظام حاکم و جامعه بر سر موقعیت زن هستیم.

روز 8 مارس روزی است که جنبش آزادی زن به جامعه اعلام میکند که "ستم بر زن موقوف!" اعلام میکند که "معیار آزادی جامعه آزادی زنان است"، اعلام میکند که "تا زنان آزاد نباشند، جامعه آزاد نخواهد بود". 8 مارس یک روز مهم برای جنبش آزادیخواهانه و برابری طلبانه بین المللی است. در این روز جنبش آزادی زن اعلام میکند که تا رسیدن به آزادی و برابری از پای نخواهد نشست. این جنبش فقط متعلق به زنان نیست. این جنبش متعلق به تمامی انسان های آزادیخواه و برابری طلب است.

به مناسبت 8 مارس جنبش آزادی زن مطالبات زیررا اعلام میکند:

1- لغو کلیه قوانینی که نسبت به زنان در عرصه اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی تبعیض قائل میشود.

2- برخورداری از برابری کامل حقوق با مردان در کلیه عرصه های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی

3- برابری کامل حقوق در عرصه خانواده، ازدواج، طلاق، حضانت و سرپرستی اطفال و ارث

4- آزادی پوشش

5- لغو آپارتاید جنسی

6- حق شرکت برابر در امور ورزشی و مسابقات ورزشی داخلی و بین المللی

7- مبارزه جدی با خشونت علیه زنان، اعم از دولتی و خانوادگی

8- ما قاطعانه اعلام می کنیم: ما جنگ نمی خواهیم, ما بمب اتم نمی خواهیم.

ما تلاش میکنیم که میتینگ ها و تجمعات وسیعی را با شعارهای "ستم بر زن موقوف"، "آزادی پوشش"، "لغو آپارتاید جنسی"، "زنده باد آزادی زن"، "آزادی و برابری" و "بدون آزادی زن جامعه آزاد نخواهد شد" برگزار کنیم. ما از کلیه انسان هایی که مخالف ستمکشی زن هستند دعوت میکنیم که در برگزاری هر چه باشکوه تر این روز گرد هم آئیم.

ستم بر زن موقوف!
نه به حجاب!
نه به آپارتاید جنسی!
زنده باد آزادی زن!

8march2007@gmail.com

|+| نوشته شده در  چهارشنبه 1385/11/11 ساعت   توسط رشید اسماعیلی  | 

 
تور اوین گردی /گزارش دکتر حسام فیروزی از وضعیت بهداشتی زندان اوین

 

پزشکی حرفه ای است که اعتصاب و تعطیلی نمی شناسد و در همه حال و هر زمان و مکان دغدغه درمان انسانها را که همان اصلی ترین رسالت حرفه ایش می باشد در سر می پروراند. و البته این مشی و شیوه بی شباهت به دنیای روزنامه نگاری و اطلاع رسانی نیست. چراکه جنس اطلاع رسانی و سنخ آگاهی بخشی نیز وقفه ناپذیر و تعطیل بردار نمی باشد.

در این راه از آغازین لحظه های انتقالم از دادگاه انقلاب به بند امنیتی 209 و سپس انتقالم به قرنطینه و بعد به بند 350 (امنیتی-سیاسی) و در ادامه به سالن 10 اندرزگاه 8 و در نهایت سالن 1 اندرزگاه 7 زندان اوین که دیده به برخی از زندانیان بیمار و مریض گشودم ، کاوش و بررسی از طریق گفتگو با زندانیان بیمار که متاسفانه اقدام کار آمد و عملی برای درمان و مداوای ایشان انجام نمی گیرد و همچنین برخی مسئولین زندان و پزشکان و مسولین بهداری و مددکاران اجتماعی را آغاز نمودم.

زندان اوین دارای یک مجموعه درمانی است که نه می توان بیمارستان نامیدش و نه خانه های بهداشت روستایی شاید بهترین واژه همان بهداری باشد که هر روز یک پزشک عمومی و گاهی پزشک متخصص به معاینه و ویزیت بیماران می پردازد.

یک داروخانه یک اطاق تزریق، یک اطاق ایزوله و یک اطاق برای دندانپزشکی وجود دارد که صرفا به کشیدن دندان اقدام می نماید. همچنین آزمایشگاه و رادیولوژی نیز در همین بهداری(البته در روزهای خاصی) انجام می شود. تمام امکانات بهداری زندان اوین برای حدود چهار هزار زندانی همین بود و بس.

شاید بتوان عمده ترین مشکلات زندانیان را اختلالات گوارشی ، برونشیت مزمن ، ناراحتی های قلبی عروقی و مشکلات روحی روانی آنها ذکر کرد .

یکی از عمده ترین مشکلاتی که در طی حضورم در اوین معطوف به ساختار درمانی بنظرم آمد ، عدم حس همدلی فی مابین پزشک و کادر درمانی با بیماران زندانی است .

پزشکی حرفه ای است انسان محور ، فارغ از شخصیت ، مقام ، جایگاه ، دیدگاه ، جرائم و اتهامات وارده به شخص و صرفا به درمان انسان می پردازد .

ولی متاسفانه برای برخی از پزشکان و کادر درمانی زندان اوین این مسئله به درستی تفهیم نگردیده و نه تنها آن حس همدلی در آنها شکل نگرفته بلکه برخوردهای مناسبی هم با زندانیان ندارند .

این در حالی است که ماده 120 آیین نامه سازمان زندانها صراحتا رئیس بهداری را موظف مینماید همه روزه اول وقت از کلیه محکومان بیمار که در بیمارستان زندان بستری هستند عیادت نموده و پس از پرسش از وضعیت آنان وحصول اطمینان از حسن مراقبت پزشکان و پرستاران نسبت به معالجه و تغذیه صحیح بیماران نظارت کامل و مستمری بعمل آورد

 

در حقیقت اساس درمان در اوین  رفع علائم بیماری  (symptom therapy ) است نه درمان ریشه ای بیماری . البته شاید بتوان یکی از عوامل این نوع درمان ناقص را کمبودهای موجود ذکر نمود .

یکی از مشکلات دیگر که در بعضی پزشکان و کادر درمانی دیده میشود ، شک به تمارض بعنوان اولین تشخیص است . البته شاید درصدی از بیماران با تمارض به پزشک مراجعه نمایند ولی این نباید موجب شود که همه بیماران با یک چشم نگریسته شوند .

هستند پزشکان و پرستارانی که این حس همدلی و انسان دوستی را رعایت  می نمایند و به سوگند خود در خصوص انسان محوری پایبندند. به این منظور لازم می دانم در اینجا از آقایان دکتر متولی خامنه و آقای دکتر مرتضوی تشکر خود را ابراز دارم. هم چنین آقای دکتر موحد مسئول بهداری که وقتی برای شنیدن نظرات اینجانب در اختیارم قرار دادند.

مطلب بعدی نحوه ی ارجاع بیماران برای مداوای بهتر به مراجع تخصصی و درمانی سطح شهر می باشد. انجام آزمایشات پاراکلینیکی شامل آندوسکوپی، سی تی اسکن ، ام آر آی و دیگر اقداماتی که الزاما بیمار می بایست به بیمارستانهای مجهز اعزام شود، متاسفانه تحقق این امر خود مستلزم صرف زمان زیادی می باشد.

زندانیان بیماری که نیار به یکی از موارد ذکر شده داشته باشند مدتهای مدید حتی بیش از دو ماه منتظر می مانند تا در خلال مراحل اداری و نامه نگاری های زمان بر (به اصطلاح روند صدور مجوز قضایی) طی می شود و چنانچه قضات دادگاههای انقلاب اجازه دهند آنوقت با دست بند و پا بند زندانی را برای انجام مراحل درمانی به خارج از زندان اعزام می نمایند. این محدودیتها در حالی است که برای زندانیان عادی تنها موافقت دادیار ناظر در زندان کافی است و صرفا زندانیان موسوم به زندانیان سیاسی- امنیتی باید مراحل زمان بر مذکور را طی نمایند. درست خلاف ماده 103 آیین نامه سازمان زندانهاست که تایید بهداری زندان و اجازه ی رئیس زندان همراه با موافقت قاضی ناظر مستقر در زندان را برای ارجاع به مراکز درمانی تخصصی کافی می داند.

متاسفانه در مواردی علیرغم تشخیص و مجوز پزشک بهداری زندان، مجددا تایید پزشکان معتمد پزشکی قانونی نیز الزامیست. طولانی شدن این فرایند زمانی چه بسا به وخیم تر شدن وضعیت جسمانی بیمار و یا خدای ناکرده مرگ زندانی منتهی شود. همانند مرگ زنده یاد اکبر محمدی.

در حال حاظر زندانیان سیاسی که مشمول گزارش حاضر می باشند؛ آقای خلیل شالیچی پیر مرد 67 ساله ای که دچار بیماری مزمن عروقی می باشد و لخته در عروق پاهای ایشان تشکیل شده که اصطلاحا DVT نامیده می شود و هر لحظه امکان اینکه این لخته ها به ریه قلب و مغز ایشان فرستاده شده و منجر به مرگ شود وجود دارد.

ظاهرا طبق قوانین موجود قضایی ایشان قادر به تحمل حبس نمی باشند و علیرغم تایید پزشکی قانونی مبنی بر عدم تحمل کیفر حبس(طبق اظهارات خود بیمار) در هفتمین سال حبس به سر می برد ایشان همچنین دچار مشکلات عدیده روحی مانند وسواس جبری نیز گردیده اند و شدیدا نیازمند درمان می باشند این در حالی است که تبصره 1 ماده 103 ایین نامه سازمان زندانها بهداری را مکلف می نماید وضع محکومان بیمار صعب العلاج یا غیر قابل علاج را رسیدگی کرده حسب مورد برابر مقررات اقدام نمایند.

دیگر بیمار زندانی آقای ماشاا... عباس زاده از فعالین اصلاح طلب حوزه ی اطلاع رسانی که از بیماری های شدید گوارشی و ریوی دررنج است و علیرغم تشخیص و دستور پزشکان معالج برای انجام مراحل درمانی در خارج از زندان پس از دو ماه کماکان منتظر مجوز قضایی برای آندوسکوپی و سی تی اسکن می باشد.

آقای خالد هردانی که هم اینک در هفتمین سال حبس و زیر حکم اعدام به سر می برد از بیماری قلبی- عروقی در رنج است.

آقای سنگتراش که دچار مشکلات روحی روانی است و مبتلا به بیماری اسکیز وفرنیا می باشد. ایشان دچار توحمات شنوایی آمرانه  مبنی بر خود زنی و دیگرزنی می باشد و حضورش در بند بدون درمان می تواند هر لحظه خطرات جدی برای خود و دیگر زندانیان در پی داشته باشد بیش از پنج ماه است که به روانپزشک ارجاع داده شده در صورتی که ماده ی 102 آیین نامه سازمان زندانها بهداری را مکلف می کند دست کم ماهی یکبار به تست پزشکی کلیه محکومان اقدام نماید و همچنین ماده ی 116 آیین نامه که باید بیماران روانی و واگیر دار و پرخطر بصورت مجزا نگهداری و معالجه شوند.

همینطور دوست عزیزم آقای احمد باطبی که کماکان از درد مهره های کمر در رنج است کلیه های ایشان خونریزی دارند و جدیدا هم دچار شکستگی استخوان از ناحیه مچ پا گردیده اند.

اینها فقط بخشی از مشکلات بند 350 موسوم به بند سیاسی امنیتی بود که خدمتتان عرض نمودم.

در تاریخ 25/10/85 علیرغم میل شخصی مرا به اندرزگاه 8 سالن 10 زندان انتقال دادند در این سالن معضلات عدیده ای وجود داشت که تحمل چنین وضعیتی برایم امکان پذیر نبود.

در طول حدود 22 ساعتی که در این بند بودم به مشکلاتی بر خورد کردم که در ادامه به آن خواهم پرداخت:

اطاقی حدودا 15 یا 20 متری با آمار 19 یا 20 نفر زندانی.

 در بدو ورود از هر زندانی مبلغی اخذ می گردد!؟ ... برای هر مکالمه تلفن از زندانیان دوباره مبالغی گرفته می شود. مسئولین بند بشدت با زندانیان غیر همسو؟!... برخورد های غیر انسانی می کنند. نظم و انضباط هیچ جایگاهی ندارد. متاسفانه مصرف و خرید و فروش مواد مخدر که بیشتر آن را کراک تشکیل میداد در آنجا بیداد می کند و بعضی زندانیان آشکارا به این عمل اقدام می ورزند. شب و روز در آنجا مفهومی ندارد، غذا بشکل کاملا غیر عادلانه تقسیم می گردد.

تختهایی که به منظور خوابیدن تعبیه شده اند کرایه و گاهی خرید و فروش می گردد. در یک کلام می توانم بگویم جهنم را به چشم خود مشاهده نمودم.

در مدت حضورم در اندرزگاه 8 من حتی نتوانستم لب به آب چای و یا غذا بزنم. بقدری وضعیت بهداشتی در آنجا وخیم بود که من در هنگام خروج کلیه لباسهای خود را تعویض و در همانجا گذاشتم.

بالاخره پس از تلاش بسیار خانواده بالاخص همسرم و مساعدت مسئولین زندان به اندرزگاه 7 سالن 1 که بیشتر جرائم مالی را در خود جای داده بود منتقل گردیدم.

 

در بدو ورود به این سالن به آقای دکترکاظم پور وکیل یند آنجا معرفی شدم. شخصیت این انسان فرهیخته باعث شد که در آنجا احساس امنیت و آرامش کنم و سپس مرا به اتاقم هدایت کردند.

سالن بسیار تمیز و منظم بود و وجود چنین سالنی در زندان اوین برایم بسیار تعجب آور بود. در این سالن مواد مخدر  وجود نداشت و به معتادین مواد مخدر به چشم یک بیمار نگریسته می شود و توسط مسئولین بند به آنها کمک می شود تا بتوانند ترک نمایند. وضعیت بهداشتی سالن نیز بسیار مطلوب بود. ورزش صبحگاهی هر روزه بطور منظم اجرا می گردد. غذا و جیره به مساوات و عدالت تقسیم می گردد. وکیل بند در اتاقی همسان با اطاق های دیگر زندگی می کند.

در اینجا جا دارد که از زحمات این انسان فرهیخنه جناب آقای دکترکاظم پور سپاسگذاری نمایم و ضمن اعلام تاسفم بخاطر وجود چنین شخصیت علمی در زندان برای ایشان آرزوی آزادی نمایم.

اکنون زندانیانی را که من در اوین با آنها ملاقات نمودم دچار مشکلات عدیده روحی-روانی بودند و نیاز به روانشناس، روانکاو و روانپزشک برای بر طرف کردن این مشکلات بشدت احساس می گردد. معتقدم مساعدت مسئولین نسبت به حل این معضل که می تواند بسیاری از آنها را بعنوان یک انسان سالم به آغوش جامعه بازگرداند بسیار مفید واقع خواهد شد.

متاسفانه یا خوشبختانه در طول مدت اقامتم در زندان اوین 2 بار بیمار شدم؛ یکبار در بند 350 که به علت عادت نداشتن به غذاهای زندان دچار دل درد و مسمومیت غذایی شدم و چند ساعتی در بهداری بستری شدم. یکبار هم در اندرزگاه 7 دچار عفونت گلو و سرماخوردگی.

در مورد اول حدود 4 ساعت درد کشیدم تا مراحل درمانم آغاز شد و در مورد دوم علیرغمی که رابط بهداری سالن همان روز مرا به بهداری معرفی نمود سه روز طول کشید تا پزشک اندرزگاه 7 مرا ویزیت نمود و پس از دریافت دارو که حدود 3 ساعت طول کشید تا به دستم برسد متوجه شدم داروها مربوط به بیماری من نمی باشد و احتمالا داروخانه اشتباها نشخه را پیچیده است.

 

قابل توجه است که بدانید کسی که یکبار به پزشک مراجعه می کند تا 20 روز دیگر اجازه مراجعه به پزشک را ندارد و در یک بند 140 نفری فقط روزانه 6 نفر سهمیه ویزیت پزشک را دارند.

البته نتوانستم علت وضع چنین قانونی را بیابم!!!

 

در پایان به عنوان یک پزشک که صرفا به سلامت انسانها فارغ از نوع گرایش سیاسی و اندیشه و رنگ و نژاد می اندیشد از مسولین قضایی و دست اندرکاران سازمان زندانها و مسولین وزارت بهداشت استدعا دارم که در روشهای موجود درمانی بازنگری نمایند و به تسریع و تسهیل فرایند درمان اقدام فرمایند و اعلام می دارم هرگونه تلاشی در این خصوص بدون هیچ چشم داشتی در حد و توان حاضر به همکاری در راستای ارتقا وضعیت درمانی با سازمان زندانها می باشم.

 

به امید روزی که شاهد ایرانی بدون زندان باشیم.

گیرندگان:

1-ریاست محترم زندان اوین

2-ریاست محترم سازمان زندانها                                دکتر حسام فیروزی

3- ریاست محترم سازمان قوه قضائیه                        3/11/1385 خورشید

4-وزیر محترم بهداشت و درمان                                           زندان اوین

 

|+| نوشته شده در  شنبه 1385/11/07 ساعت   توسط رشید اسماعیلی  |